تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
هامش
- يعنى : هميشه امر امّت من به پاى است به عدل وراستى تا آن‌كه اوّل كسى كه در اين حلقه رخنه كند ، مردى باشد از بنى أمية كه خوانده شود أو يزيد . ورويانى در مسند خود از أبو درداء روايت كرده [ است ] كه گفت : از رسول صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مىگفت : « اوّل مَن يُبدِّل سنّتي رجل من بني أميّة يقال له يزيد . » يعنى : اوّل كسى كه تغير وتبدل كند سنت مرا ، مردى از بنى أمية باشد كه أو را يزيد گويند . وأبو هريره چيزى شنيده بود در شأن يزيد كه هميشه مىگفت : « أللَّهمّ إنِّي أعوذ بك من رأس السّتِّين وإمارة الصِّبيان » خداى تعالى دعاى أو را مستجاب فرمود كه در سال تسع وأربعين وفات يافت . از اين دو حديث ودعاى أبو هريره دلالت تامه است كه خلافت معاوية مثل خلافت بنى أمية نيست ؛ زيرا از دو حديث مذكور ظاهر است اوّل كسى كه رخنه وتبدل در امر خلافت كند ، يزيد است ومعاوية اجتهاد نمود كه مؤيد آن فعل عمر بن عبد العزيز است . مردى در حضور عمر بن عبد العزيز مذمّت معاوية نمود . بنابراين ، اين مرد را سه تازيانه زد وديگرى يزيد بن معاوية را أمير المؤمنين گفت ، أو را بيست تازيانه زد وچنانچه بعد از اين خواهد آمد . پس ملاحظه كن كه فرق در ميان ايشان چند است . نوفل ابن أبي فرات گويد كه مردى نام يزيد برد نزد عمر بن عبد العزيز ، أو گفت : أمير المؤمنين ! يزيد بن معاوية . آن‌گاه عمر بن عبد العزيز گفت : تو يزيد را أمير المؤمنين مىگويى ؟ وامر كرد كه بيست تازيانه وى را بزدند . به واسطهء اسراف يزيد در معاصي ، أهل مدينه أو را عزل كردند وبيان اين است كه چون از أنواع هيچ معصيتي فروگذاشت نمىكرد واين امر بر أهل مدينه دشوار گشت ، أو را از امارت معزول كردند وبر وى خروج كردند . واقدى از طرقي از عبداللَّه بن حنظله بن الغسيل الملائكة روايت كرد كه گفت : « واللَّه كه ما بر يزيد خروج نكرديم ، مگر آن‌كه ترسيديم كه از آسمان بر ما سنگ‌باران شود به واسطهء شامت أو ؛ چراكه أو در نكاح ، جمع بين الأمهات والأولاد والبنات وجمع بين الأخوات مىنمود وشراب‌خوار بود وتارك الصلاة . » ذهبي گويد : « چون يزيد با أهل مدينه چنين كرد ، مردم بر أو خروج كردند وخداى تعالى از عمر أو بركت برداشت . » واشاره كرده است به فعل يزيد به آنچه از أو واقع شد . چون يزيد اين سخن شنيد ، در سنه ثلاث وستين لشكر عظيم متوجه گردانيد وامر به قتال أهل مدينه كرد . چون آن لشكر به مدينه آمد ، با ايشان مقاتله كردند ونزديك به آن شد كه أهل مدينه هيچ كس از دست آن ظلمه چاره نبرد وبسيارى از صحابه در آن واقعه مقتول شدند . آن واقعه ، حره بود در باب مدينه طيبه وتو چه مىدانى كه واقعه حره چه بود ؟ ذكر كرده است آن را حسن بصرى مرّةً وگفت كه به خدا نزديك بود كه هيچ كس از ايشان نجات نيابد . در اين واقعه عدهء كثيرى از صحابه وغير صحابه كشته شدند ؛ انّا للَّه‌و انّا اليه راجعون . -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 769 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية