وقد قتل عترة رسول اللَّه ( ص ) ، وأباح الخمر ، وخرب الكعبة ، ولم أذق حلاوة الخلافة ، « 1 » فلا أتقلّد مرارتها « 1 » ، فشأنكم أمركم ، واللَّه لئن كانت الدّنيا خيراً ، فقد نلنا منها حظّاً ولئن كانت شرّاً ، فكفى ذريّة أبي سفيان ما أصابوا منها .
ثمّ تغيّب في منزله حتّى مات بعد أربعين يوماً « 2 » على ما مرّ ، فرحمه اللَّه أنصف من أبيه ، وعرف الأمر لأهله . « 3 »
ابن حجر الهيتمي ، الصّواعق المحرقة ، / 131 - 134
هامش
( 1 - 1 ) [ ينابيع المودّة : « فلا أذوق مرارتها ولا أتقلّدها » ] .
( 2 ) - [ إلى هنا حكاه في ينابيع المودّة ، 3 / 36 ] .
( 3 ) - بدانكه أهل سنت وجماعت اختلاف كردهاند در كفر يزيد بن معاوية كه وليعهد أو بود ، بعد از أو . طائفهاى بر اين رفتهاند كه أو كافر شد ؛ به دليل آنكه سبط ابن الجوزي وغير أو گفتهاند كه روايت مشهور آن است كه چون سر مبارك امام حسين عليه السلام را نزد أو آوردند ، در ميان نهاد وأهل شام را جمع كرد وعصا از چوب خيزران كه در دست داشت ، بر دندان آن مىكوفت وابيات ابن زبعرى - ليتَ أشياخي ببدرٍ شهدوا - برخواند ودو بيت ديگر بر آن افزود كه مشتمل بودند بر صريح كفر أو وگفت : ابن الجوزي در آن كه حكايت كرد از أو پسرِ أو : عجيب نيست از كشتن ابن زياد امام حسين بن علي عليه السلام ؛ بلكه عجب است از خذلان يزيد وچوب زدن أو به ثناياى امام حسين عليه السلام وبار كردن أسيران بر شتران بىپالان وفرستادن سر حسين عليه السلام را در وقتي كه متعفن شده بود به مدينه .
آنگاه گفت : از اين افعال هيچ مقصودى ديگر نداشت مگر ايشان را فضيحت كند وسر را شهرت دهد در ممالك وحال اين فعلى كه از أو صادر شده آن است كه به آل پيغامبر صلى الله عليه وآله وسلم جايز نيست كه نسبت به فعل آرند ؛ بلكه اجماع أهل سنت بر اين شده است كه خوارج وأهل بغى را كفن كنند ونماز گزارند بر ايشان ودفن كنند واگر كينه قلبي با امام حسين عليه السلام نبودى ، هرآينه تعظيم واحترام سر مبارك فرا داشتى وتكريم مىكردى ووقتي نزد وى مىآوردند ، آن را تكفين كرده ودفن مىنمود ونسبت به آل پيغامبر صلى الله عليه وآله وسلم احسان به جا مىآورد . بعضي ديگر از علما گفتهاند : كه يزيد كافر نيست ؛ زيرا أسباب موجب كفر نزد ما ظاهر نشد كه موجب خروج از اسلام است وروايت مشهور كه از أو نقل كرديم ، معارضه مىكند با آنچه از أو حكايت كردهاند كه چون سر حسين عليه السلام را نزد يزيد آوردند ، گفت : « رحمك اللَّه يا حسين ! به درستى كه تو را كشت كسى كه رحم نداشت ونشناخت . » وانكار بر ابن زياد كرد وگفت : « عداوت مرا در دل بر وفاجر كاشتى . » ونساء وصبيان وسر مبارك امام حسين عليه السلام را دوباره به مدينه فرستاد وبه عمال خود نوشت كه سر را در آنجا دفن كنند .
هرچند علما در كفر واسلام يزيد اختلاف كردهاند ، اما محققان امر أو را به خداى تعالى مفوض نمودهاند ، ليكن در فسق وشر وظلم وتكبر سخنى نيست وپيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم از آن خبر داده است .
به روايت أبو يعلى در مسند خود به سندى ضعيف از أبو عبيده كه گفت : پيغامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : « لا يزال أمر امّتي قائماً بالقسط حتّى يكون أوّل مَن يثلمه رجل من بني اميّة يقال له يزيد . » -