هامش
- جواب : اين اصلًا ثابت نشده است ، زيرا كه مسلمان را به كبيره نسبت نبايد كرد بىتحقيق ، پس بىثبوت روا نباشد كه گوئى : « أو كشت يا بفرمود » ، تا كار به لعنت كردن رسد . آرى ، رواست كه گوئى : ابن ملجم « على » را - رضي الله عنه - بكشت وأبو لؤلؤة « عمر » را ؛ چه آن به تواتر ثابت شده است . پس روا نباشد كه مسلمانى را به فسق وكفر نسبت كرده آيد بىتحقيق .
وپيامبر - عليه السلام - گفت : لا يرمي رجل رجلًا بالكفر ولا يرميه بالفسق إلّاارتدّت عليه إن لم يكن صاحبه كذلك . « اى ، مردى مردى را به كفر وفسق دشنام نزند كه آن دشنام به وى باز گردد ، اگر صاحب أو چنان نباشد . »
وگفت - عليه السلام - : ما شهدَ رجل على رجل بالكفر إلّابأنّ أحدهما إن كان كافراً فهو كما قال ، وإن لم يكن كافراً فقد كفر بتكفيره إيّاه . « اى ، مردى بر مردى به كفر گواهى ندهد كه نه يكى از ايشان كافر بود ، اگر آن كس كه بر وى گواهى داده است كافر باشد ، پس همچنان است كه گفت : واگر نباشد گواهى دهنده به سبب تكفير أو كافر شود . »
ومعنى اين حديث آن است كه با آن چه داند كه مسلمان است أو را تكفير كند ، واگر پندارد كه أو كافر است به سبب بدعتى يا غير آن مخطى باشد نه كافر .
ومعاذ روايت كرد كه پيامبر - عليه السلام - مرا گفت : أنهاكَ أن تشتم مسلماً أو تعصي إماماً عادلًا . « اى ، بازمىدارم تو را كه مسلمانىرا دشنام زنى يا أميري عادل را بىفرمانى كنى . وتعرض مردگان صعبتر است . »
مسروق گفت : بَرِ عايشه در رفتم ، پرسيد كه : « فلان - لعنه اللَّه - كجاست ؟ » گفتم : « وفات كرد . » گفت : « رحم اللَّه » ، گفتم : « اين چگونه باشد ؟ » گفت : پيامبر - عليه السلام - گفته است : لا تسبّوا الأموات فإنّهم قد أفضوا إلى ما قدّموا . « اى ، مردگان را دشنام مزنيد كه ايشان بدانچه پيش فرستادند رسيدهاند . » ونيز گفت - عليه السلام - : لا تسبّوا الأموات فتؤذوا به الأحياء . « اى ، مردگان را دشنام مزنيد كه زندگان را به آن برنجانيد . » وگفت - عليه السلام - : أيّها النّاس احفظوني في أصحابي وإخواني وأصهاري ، ولا تسبّوهم . أيّها النّاس إذا مات الميِّت فاذكروا منه خيراً . « اى ، اى مردمان مرا نگاه داريد در باب ياران وبرادران من ، وقرابتانى كه مرا از طرف أمهات المؤمنين باشند ، وايشان را دشنام مزنيد ! اى مردمان چون مردى بمرد از أو به نيكوئى ياد كنيد . »
مترجم مىگويد : مراد از آنچه گفت « مرا نگاه داريد » دو وجه احتمال دارد :
يكى : آنكه منزلت هر كس بدان اندازه نگاهداريد كه من مرتب كردهام .
دوم : آنكه رضاى مرا به دوستى ايشان نگاهداريد ، وچون ايشان بهينهء أمت اند ، به بهانهء تهمت ايشان را بد مگوييد .
سؤال : آيا روا باشد كه گويد : كشندهء حسين ، لعنه اللَّه ، يا فرمايندهء آن ، لعنه اللَّه ؟
جواب : صواب آن است كه گويد : كشندهء حسين اگر پيش از توبه مرده است ، لعنه اللَّه . زيرا كه محتمل است كه پس از توبه مرده باشد . ووحشى كه كشندهء « حمزه » عم پيامبر است ، در حال كفر وى را كشته ، پس از آن توبه كرد - هم از كفر وهم از كشتن - وروا نباشد كه وى را لعنت كنند . وكشتن كبيره است ، وبه حد كفر نرسد . وچون به توبه مقيد كرده نشود ، ومطلق گفته آيد ، خطر باشد . ودر خاموشى خطر نبود ، -