هامش
- پس با جماعتى از آل أبو طالب وگروهى از شيعيان فرآهم شديم ، بر سر قبر آمديم وآن علامات را برگرفتيم وبدان سان كه بود ، عمارت كرديم .
1 . شيار : شخم كردن ، شكافتن زمين براي زراعت .
2 . حمار : خر ، الاغ .
3 . طاغى : سركش .
4 . باير : خراب .
5 . خنزير : خوك .
6 . عجوز : پيرزن .
7 . دلالت : راهنمايى .
8 . رسيدن به اين آرزو اكنون براي تو ممكن نيست .
9 . فراموش كردم .
10 . يعنى : بايد طلب خود را از أو بگيرم .
11 . نفقه : خرجى .
12 . همانطور كه آنچه از جانب خدا بر پيغمبر وحى مىشود عين حقيقت است ، خواب من هم چنين بود .
13 . يعنى : اين كلمات را بازگويى .
14 . دعى : حرامزاده .
15 . يعنى : مردم أو را به كنيهاش كه « أبو بكر » است نام مىبردند .
16 . مطموس : پوشيده ، نابود .
17 . تغليظ سوگند به اين است كه : هنگام ياد كردن سوگند صفاتى براي خداوند متعال ذكر شود كه دلالت بر كيفر پيمانشكنان كند . مانند : « باللَّه المنتقم القاهر الشّديد العقاب » ويا به اين است كه اشخاص وچيزهاى ديگرى كه نزد يادكنندهء سوگند ، مقدس ومحترم است ، به اسم خداوند متعال افزوده شود . لكن قسم شرعي به غير نام خدا اثرى ندارد .
18 . محو : نابود . منسى : فراموش .
19 . به خراب كردن قبر دستور دادم .
20 . دار البوار : خانهء هلاكت ، كناية از جهنم است .
21 . حد : مجازاتى است شرعي كه براي ارتكاب پارهاى از گناهان تشريع شده است ؛ مانند بريدن دست دزد وكشتن زانى محصن .
22 . كسى كه پدر خود را بكشد ، زود مىميرد .
23 . اهتمام : اعتنا گذاشتن واقدام كردن .
24 . علماى سير : تاريخدانان .
25 . ثقيل : سخت وگران .
26 . تهويل : ترساندن . -