( ومنها ) الورس . قد مرّ ضبط الوَرْس وأ نّه نبات كالسّمسم ليس إلّاباليمن ، يُزرع ، فيبقى عشرين سنة . وقد مرّ أيضاً أنّه أرسله عاملُ اليمن مع أشياء إلى يزيد ، فأخذه الحسين عليه السلام في الطّريق ، ونحن نكتفي في ذلك بما ذكروه في أحاديثهم وتواريخهم ، وإلّا ففي كتب أصحابنا ، وأحاديثهم وتواريخهم ، ما يفيد القطع به .
ففي تاريخ بغداد وإبانة العسكريّ : إنّ رجلًا في يوم قتل الحسين أخذ مقداراً من الورس وحمل ، فصار الوَرْسُ دماً .
وفي شرح الهمزية المتقدِّمة : وممّا ظهر يوم قتله أنّ الورس انقلب دماً . [ . . . ]
هامش
- ومردى از أموال منهوبهء آن حضرت ، مقدارى زعفران با خود آورد ؛ چون بكوفت تا به كار برد ، آتش شد وزنى از آن زعفران بر خود طلى كرد 2 ؛ مرض برص با ديد آورد هر شتر كه نحر كردند وپختند ، از قدر وديكدان آتش برافروخت واز طيب ورس آنچه بردند ، هر زن كه خود را بدان طيب خوشبوى ساخت ، مبروص شد . شمر بن ذي الجوشن مبلغى زر با خود به كوفه آورد تا صايغى از بهر أو حلى كند 3 ؛ چون مرد زرگر آن زر را به آتش برد ، هبا 4 ونابود شد . چون اين خبر به شمر لعين آورد ، گفت : « در نزد من اين صنعت ببايد كرد . »
لا جرم صايغ در نزد شمر آن ذهب را در آتش افكند ؛ همچنان هبا شد وبه روايتي نار يا نحاس 5 شد .
1 . مرارت : تلخى . علقم : حنظل كه آن را هندوانهء أبو جهل نامند .
2 . طلى كردن : ماليدن .
3 . صايغ : زرگر . حلى : زيورهايى كه از طلا ساخته مىشود .
4 . هبا گشتن : نابود شدن ، از بين رفتن .
5 : نار : آتش . نحاس : مس .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 4 / 5 - 6
واز ورس وحلى وحلل چيزى به جاى نگذاشتند وأسب وشتر ومواشي آنچه ديدار شد ، ببردند .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 3 / 11
سدى گفت : هركس از آن لشگر كه گندمى برده يا گياهى خورده ، يا از آب فرات نوشيده باشد ، ابداً ديدارش به ديدار محمد صلى الله عليه وآله وسلم برخوردار نشود واز بهشت كامكار نگردد .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 364
وبه روايتي ، آنگاه در خدمتش [ المختار ] معروض افتاد كه شمر ذىالجوشن شترى از شتران امام حسين عليه السلام را به غنيمت برد وچون به كوفه رسيد ، نحر نمود وگوشتش را به مردم كوفه قسمت نمود . مختار فرمان كرد تا تفحص كنند وهر خانه را كه از آن گوشت بهره رسيده [ است ] ، معروض دارند . چون در خدمتش معلوم گرديد ، بفرمود تا آن خانهها را ويران كرده وبا خاك يكسان داشته ونيز هر كس از آن گوشت بخورده بود ، سر از تنش برگرفتند .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 382 - 383