هامش
- وهم در آن كتاب از ابن حاشر مسطور است كه گفت : مردى كه بر حسين عليه السلام خروج كرده بود ونزد ما بود ، شترى ومقدارى زعفران بياورد وچنان بود كه از آن زعفران هر وقت كوبيدن گرفتند ، آتش مىگرديد ونيز زنى مقدارى از آن را بر دست خود بسود وبه آسيب برص دچار شد وآن شتر را بكشتند وچون با كاردش پاره همى ساختند ، از مكانش آتش برافروختى ، وچون پاره پاره كردند ، همچنان آتش از آن برآمد وچون در ديگ به طبخ درآوردند ، از ديگ آتش برافروخت . »
ونيز از سفيان بن عيينة ويزيد بن هارون واسطى مروى است كه گفتند : « شتر حسين عليه السلام را نحر كردند وچون نگران شدند ، از گوشتش آتش برافروخت . »
وديگر أبو مخنف حديث كرده است كه : چون سر مطهر حضرت سيد الشهدا عليه السلام را به مجلس يزيد عليه اللعنة درآوردند ، چنان بويى خوش بردميد كه از جمله طيبهاى جهان برتر بود ، وچون آن شترى را كه حامل سر مبارك آن حضرت بود ، نحر كردند ، گوشتش را از صبر سقوطر 2 تلختر ديدند ، وچون آن حضرت شهيد شد ، ورس به خون عود گرفت .
ونيز در خبر زعفران وجمل از أبى عبداللَّه ناصح مروى است كه كنيزكى حديث رانده بود وگفت : « چون از آن گوشت در قدح ريختند ، آتش از آن بردميد . در آن هنگام من كودك بودم وپارهاى از استخوان شتر را برگرفتم ودر گل نهفتم وبعد از زماني از گل درآوردم وچون كارد بر آن بركشيديم ، از جايش آتش نمودار شد . بدانستم كه آن استخوان همان شتر است . پس مدفونش ساختم . »
وديگر در كشف الغمة از عيسى بن حارث كندى مسطور است كه گفت : از زكريا بن يحيى بن عمر طايى شنيدم كه گفت : جماعتى بسيار از مشايخ طي گفتند كه شمر بن ذي الجوشن لعنة اللَّه عليه در ميان بار وأثقال امام حسين عليه السلام ، مقدارى طلاى سرخ بيافت وآن ذهب را به يكى از دختران خويش بداد وآن دختر به زرگرى بداد تا از بهرش حلى وزيور سازد ؛ چون مرد صايغ آن زر در آذر برد ، هباء شد . مىگويد : از ديگرى غير از زكريا شنيدم كه آن زر سرخ مس شد ، وآن دختر با پدر خبيثش باز گفت : شمر آن زرگر را بخواست ، وبقيهء آن زر را به أو داد وگفت : « در حضور من به آتش بتاب ! »
وچون صايغ در آتش برد ، هبا شد . هبا آن گرد هواست كه از روزن در تابش آفتاب پديد شود ، وبه روايتي آن زر به آتش تبديل شد .
1 . با كاف فارسي بر وزن بهترك گياهى است زرد كه بدان چيزها رنگ كنند وآن در ولايت يمن بيشتر از جاهاى ديگر به هم مىرسد گويند چون يك سال بكارند ده سال باقي ماند وگياه آن شبيه گياه كنجد است وجامه كه از آن رنگ كنند پوشيدنش قوت بسيار دهد .
2 . سقوطر بر وزن كبوتر ، گياهى است كه صبر از آن حاصل مىشود .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 365 - 368
در شرح شافيه وكتب ديگر مسطور است كه : گروهى از لشكر عبيداللَّه بن زياد شترى از سپاه حسين عليه السلام به غارت بردند وكشتند وپختند . به مرارت علقم 1 برآمد وبه روايتي شتر حسين را چون بكشتند ، گوشت آن آتش افروخته شد . -