وابتلى اللَّه سبحانه الّذين أخذوا سلب الحسين عليه السلام كلّ واحد منهم ببلاء ، فالّذي أخذ سراويله بحير بن عمرو الجرميّ فلبسها ، فصار زمناً مقعداً ، والّذي أخذ عمامته وهو جابر بن يزيد ، فصار مجذوماً ، والّذي أخذ درعه مالك بن نسير صار معتوهاً ، والّذي أخذ خاتمه وهو بجدل بن سليم الكلبيّ وقطع إصبعه عليه السلام مع الخاتم أخذه المختار وقطع يديه ورجليه وتركه يتشحّط بدمه حتّى مات .
والسّيف الّذي كان مع الحسين ( رضوان اللَّه عليه ) حين قُتل ليس هو بذي الفقار ، وإنّما هو غيره ، لأنّ ذا الفقار [ كان مذخوراً ومصوناً مع أمثاله ] من ذخائر النّبوّة والإمامة لايطّلع عليه أحد . « 1 »
محمّد بن أبي طالب ، تسلية المجالس ، 2 / 323 - 324 ، 327 - 328
في مقتل أبي مخنف : وأخذ البيضة كنديّ ، فانطلق بها إلى منزله وقال لزوجته : خذي هذه بيضة الحسين فاغسليها من دمه . فبكت وقالت : ويلك ! قتلت الحسين وسلبت سلاحه ، واللَّه لا اجتمعت معك تحت سقف .
هامش
( 1 ) - نقل است كه إسحاق حضرمي پيراهن امام شهيد را از تن مباركش بيرون كشيد وبه علت برص مبتلا شد وبه روايت أحمد بن اعثم كوفي ، هر لعيني كه آن پيراهن را پوشيد ، به مرض عظيم گرفتار شد ؛ موى سر وروى أو فرو ريخت وشخصي كه سراويل آن حضرت را در پاى كرد ، في الحال زمينگير شد وتا آخر عمر نتوانست كه از جاى برخيزد وبه قولي ، دستهاى آخذ سراويل امام حسين كه بحر بن كعب نام داشت ، در تابستان مانند چوب خشك مىشد ودر زمستان ريم وخون از آن سيلان مىكرد . ملعونى كه دستار آن سرور را برآورد وبر سر بست ، به زحمت جذام مبتلا آمد وبدبختى كه زره را دربر كرد ، ديوانه شد وندانست كه چه كند وچه گويد . قيس بن أشعث بن قيس قطيفه آن حضرت را گرفت وبه قيس قطيفه مشهور شد وبه زشتترين وجهي از عالم درگذشت .
خواندامير ، حبيب السير ، 2 / 57
شيخ مفيد وسيد ابن طاووس وديگران روايت كردهاند كه چون آن اشقيا سر مبارك سيد الشهدا را جدا كردند ، أكثر جامههاى آن حضرت را كه قيمتي داشت ، مانند جبهء خز وعمامهء خز غارت كردند وهريك از ايشان به بلاى عظيم در دنيا مبتلا شدند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 692
ابنشهرآشوب وديگران از كتبمعتبره روايت كردهاند كه دستهاى ابحر بن كعب كه بعضي از جامههاى حضرت امام حسين عليه السلام را كنده بود ، در تابستان مانند دو چوب خشك مىشد ودر زمستان خون از دستهاى آن ملعون مىريخت ؛ وجابر بن زيد عمامهء آن حضرت را برداشت ، چون بر سر بست ، در همان ساعت ديوانه شد ؛ وجامهء ديگر را جعوبة بن حويه برداشت ، چون پوشيد ، در ساعت به برص مبتلا شد ؛ وبحير بن عمرو جامهء ديگر را برداشت وپوشيد ، در ساعت زمينگير شد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 784