البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 5 / 164 - 165 / عنه : المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 205 - 207 ؛ الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 408 - 409
هامش
- جلوس فرمود وهمى مىگريست وبا منديلى أشك ديدگان پاك مىكرد وقليلي برنيامد كه عمش محمد ابن الحنفية بيامد واز يك سوى آن حضرت بنشست . آنگاه أهل مدينه بيامدند وصدا به گريه ونحيب بلند كردند وزمين را از بانگ ناله وزارى به جنبش درافكندند . پس علي بن الحسين به ايشان أشارت فرمود تا خاموش شدند . آنگاه آن خطبهء مسطوره را كه پيش از دخول به مدينه مسطور گرديد ، مذكور مىدارد واز اين خبر معلوم مىشود كه قرائت خطبه آن حضرت وحضور جماعت أهل مدينه بعد از بازگشتن سرهنگ يزيد وزيارتكردن حضرت قبر پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم وورود به منازل بوده است ؛ واللَّه اعلم .
1 . استغاثت : فريادرسى كردن .
2 . غطا : پرده ، پوشش .
3 . اى جد بزرگ ! در روز رستاخيز ، حق ما را از أو بگير ودر روزى كه فرمان حق صادر مىشود ، بررسى فرما .
4 . تلفيق : به هم آوردن ومطابقه كردن دروغ وباطل گفتن .
5 . كربت : مصيبت واندوه .
6 . طراوت : خرمى ، تازگى .
7 . بهجت : خرسندى ، مسرت .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 273 - 275