هامش
- همين حال به پاى بردند . آن گاه به جانب مدينه رهسپار شدند . أبو مخنف نيز به همين تقريب مذكور داشته ونيز در اسرار الشهادة از أبو مخنف روايتي مىكند كه سه روز در قبر حسين عليه السلام ماتم به پاى داشتند ودر روز چهارم وداع با قبر اشعارى از رقيه بنت الحسين عليه السلام مسطور داشته وأبو إسحاق نيز مىگويد : به كربلا رفتند ودر بيستم شهر صفر داخل كربلا شدند وجابر بن عبداللَّه انصارى وجماعتى از أهل كوفه با ايشان باز خوردند وأقامت ماتم وسوگوارى نمودند . آن گاه آهنگ مدينه فرمودند . اعصم كوفي نيز در كتاب الفتوح مىگويد : ايشان به كربلا رفتند ودر بيستم شهر صفر سر مبارك را با بدن شريف دفن كردند وبه مدينه وجوار قبر جد خود راه سپردند .
نيز در كتب پارهاى از مورخين ومحدثين بهاينمطلب اشارترفته ودر أكثر كتبمعتبره اشارتنرفته است .
تحقيق در تعيين زيارة أربعين : مكشوف باد كه براي پارهاى فقرات ووجود بعضي اشكالات وبيان بعضي عناوين وتوضيح پارهاى مطالب ، گزيرى نباشد . يكى اين است كه در ورود أهل بيت وامام زين العابدين عليه السلام در زمين كربلا وملاقاة ايشان با جابر انصارى جاى هيچگونه تأمل وسخن نيست وزيارة اربعينى كه وارد است ، محل هيچ گونه ترديد نباشد .
اما خبر صريح دادن كه در همان روز كه أهل بيت به مصرع وصول يافتند وبا جابر ملاقاة فرمودند ، روز أربعين بوده باشد ، در دست نيست . نيز ورود ايشان در روز أربعين سال أول شهادت محال است وهمچنين آمدن جابر انصارى با جماعتى از بني هاشم وآل رسول صلى الله عليه وآله وسلم در أربعين أول بر زيارة قبر مطهر بىاشكال نيست ، چه تا منهيان 1 عبيداللَّه بن زياد به مدينه از شهادت شهداء عليهم السلام اخبار نكردند ، مردم آگاه نشدند واين واقعه شيوع نيافت والبتة اگر بعد از رسيدن اين خبر بخواهند به زيارة آن قبر مطهر شوند ، گذشته از اين كه ببينيم از خشم وسطوت يزيد ببايد انديشيد وتقيه ورزيد يا نورزيد زمان ومدت آن استعداد نيست ؛ كه ايشان به آنجا وصول يابند . ديگر آن كه جابر به علمي كه خود در اين قضية داشت ، كار كرده باشد وبه هنگام وقت برنشسته ودر بيستم صفر ادراك قبر مطهر را نموده باشد . چنان كه در پارهاى اخبار رسيده است كه جابر رضي الله عنه بعد از زيارة قبر مطهر در كوفه بماند وگاه به گاه به زيارة قبر مبارك مشرف مىشد آن وقت كه علي بن الحسين وأهل بيت از دمشق به كربلا شدند ، در يكى از أيام زيارات جابر بود وبا وى ملاقاة فرمودند . مطلب ديگر آن است كه از دمشق به مدينه شدن طرق متعددة دارد كه از اين كه به عراق شوند واز آنجا به مدينه روند ، أسهل است .
پس چه سبب خواهد داشت كه آن قائدي كه از طرف يزيد با ايشان بود ، بىاجازت يزيد ايشان را به كربلا عبور دهد والبتة يزيد با آن حالت انقلابى كه در قلوب مردم پديد گشته بود ، هرگز جرأت نمىكرد اهلبيت را به عراق وكربلا كه مجمع ايشان ودوستداران أهل بيت بود ، عبور افتد وفتنه عظيم پديد گردد . ديگر اين كه وصول ايشان را در كربلا بعد از شهادت سيد الشهدا جاى سخن ندارد .
اما آنان كه در أربعين أول دانستهاند ، ببينيم چگونه درست مىآيد ، اولًا محقق است كه در همان روز كه سيد الشهدا شهيد گشت ، أهل بيت آن حضرت را فرداى آن روز ، بلكه دو روز بعد يا بيشتر به طرف كوفه -