تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
هامش
- نخست سرهاى شهدا را به نزديك ابن زياد روان كرد واز پسِ آن أهل بيت را به كوفه آورد وابن زياد بعد از شناعت وشماتت به سيد سجاد وأهل بيت احمد مختار فرمان داد تا أهل بيت را در حبس‌خانه باز داشتند . آن‌گاه يزيد بن معاوية را مكتوب كرد كه : « اكنون با سرهاى بريده وأهل بيت ستم‌رسيده فرمان چيست ؟ » يزيد در پاسخ نگاشت : « أهل بيت را با سرهاى شهدا به جانب شام روان بايد داشت . » لا جرم ابن زياد بسيج راه را ساختگى كرد وايشان را از كوفه به جانب شام گسيل نمود . همانا از يوم عاشورا تا گاهى كه ابن زياد كس به يزيد مىفرستاد ، روزى چند برفته بود ونيز مدتي بايد كه فرستادهء ابن زياد به شام رود وجواب مكتوب گرفته باز شود وهمچنان روزى چند بايد تا ابن زياد ساختگى كند وأهل بيت را از كوفه كوچ دهد . بعيد نيست كه اگر اين جمله را به حساب گيريم ، چهل روز برآيد . پس روا باشد كه گوييم چون أهل بيت از كوفه به جانب شام روان شدند . روز أربعين كه بيستم ماه صفر بود ، به كربلا رسيدند وناله وعويل برآوردند وسوگوارى كردند واز آن سوى نيز جابر از مدينه به زيارة قبر حسين شتافت . در كربلا يكديگر را ديدار كردند . لكن اگر گوييم : « گاهى كه يزيد أهل بيت را از شام به جانب مدينه گسيل نمود ، ايشان راه كربلا پيش داشتند وروز أربعين كه بيستم شهر صفر بود ، وارد كربلا شدند . » به نزديك هيچ خردمند پسنده نيفتد . چه آن مدت را كه به شمار گرفتيم ، بايد دو چندان برگيريم وآن با أربعين راست نيايد ؛ خاصه كوچ دادن زنان وأطفال صغار وجوانان بيمار وزخمدار ؛ همچون علي بن الحسين وحسن مثنى . اگر همه روز عاشورا به جانب شام سفر كردند ، روز أربعين باز شدن نتوانستند . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 3 / 100 - 101 اما از آن سوى ، أهل بيت از شام بيرون شدند وراه مدينه پيش داشتند وسرهنگ يزيد با پانصد سوار در خدمت ايشان طي مراحل همى كرد . در كتاب « لهوف » و « عوالم » ومنتخب طريحى مسطور است كه : أهل بيت چون از شام بيرون شدند وبه عراق نزديك آمدند ، نعمان بن بشير انصارى را گفتند : « ما را از راه كربلا كوچ ميده ! » وديگر باره به كربلا آمدند وچنان افتاد كه هم در آن روز جابر بن عبداللَّه انصارى وجماعتى از بني هاشم به قصد زيارة قبر سيد الشهدا عليه السلام وارد كربلا شدند وورود آن جماعت هم در آن ساعت بود كه أهل بيت دررسيدند . بانگ ناله وزارى وصيحهء عويل وبىقرارى از جانبين برخاست . مردم آن أراضي از قاصى ودانى چون رسيدن علي بن الحسين وأهل بيت را بدانستند ، به قدم عجل وشتاب دررسيدند وجامهء سوگواران دربركردند وچون ابر بهاران بگريستند . سر ومغز را به لطمه بكوفتند وچهرگاه را به زخم ناخن برآشفتند . پس از روزى چند كه داد مصائب ونوائب بدادند ، طريق مدينه را پيش داشتند . مكشوف باد كه من بنده از اين پيش در ذيل قصهء بيرون شدن أهل بيت از كوفه به جانب شام ، حجت تمام كردم كه در عقدهء محال است كه سفير ابن زياد از كوفه به شام رود ودستوري از يزيد بگيرد كه أهل بيت را به شام بايد فرستاد وباز كوفه شود وابن زياد تجهيز سفر أهل بيت كند وايشان را به شام فرستد وپس -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 117 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية