هامش
- از مدتي كه أهل بيت در شام بمانده باشند ، رخصت مراجعت به مدينه گيرند وروز بيستم شهر صفر كه يوم أربعين شهادت سيد الشهداست ، وارد كربلا شود ؛ لكن در هيچيك از كتب معتبره مرقوم نيست كه أهل بيت روز أربعين شهادت سيد الشهدا وارد كربلا شدند . چون به اين قيد مقيد نباشد 1 ، توانيم گفت كه در مراجعت از شام ، ديگر باره به كربلا آمدند واينكه در كتاب « روضة الشهدا » مرقوم است كه أهل بيت با سرِ سيد الشهدا وسرهاى ديگر شهيدان روز أربعين وارد كربلا شدند واز آنجا به مدينه آمدند وصاحب « حبيب السير » نيز اقتفا به روايت صاحب آن كتاب نموده است ؛ پسند هيچ خردمند نيفتد آنچه در نزد من بنده استوار است ، گاهى كه أهل بيت از كوفه به جانب شام كوچ مىدادند ، روز أربعين به كربلا آمدند - العلم عند اللَّه - .
1 . يعنى : به قيد أربعين اوّل .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 3 / 175 - 176
آنگاه سر مبارك را در مشك وكافور بيندود وبه ايشان تسليم كردند . پس بگرفتند وبه كربلا شدند وبا جسد شريف مدفون ساختند وبه روايتي آن سر همايون در خزانه يزيد بماند تا يزيد به دوزخ راه گرفت . وبعد از مرگ يزيد ، سليمان بن عبد الملك آن سر مبارك را كه اين وقت استخوانى ابيض بود كفن نمود ودر مقابر مسلمين دفن كرد . ودر باب سر مطهر ، روايات مختلفه كثيره است . وآنچه صاحب بحار الأنوار أعلى اللَّه مقامه اختيار مى فرمايند ، چنان كه صدوق نيز در امالى أشارت فرموده است ودر اينجا نيز مذكور افتاد اين است كه آن سر مبارك را به كربلا بردند وبا بدن شريف دفن كردند ؛ چنان كه مختار ابن جوزي نيز به همين تقريب است . چه نوشته است كه آن سر را با سبايا به مدينه باز گردانيدند . آن گاه به كربلا باز گردانيده با جسد شريف دفن نمودند واز اين خبر ، سفر كردن أهل بيت در حالت مسافرت به مدينه در كربلا بعيد مىنمايد ؛ چه اگر رأس شريف را در اين سفر با جسد مبارك دفن كردند ، حمل به مدينه چه صورت دارد . البتة اگر به كربلا رفتهاند وآن سر با ايشان بوده است ، دفن مىنمودند وابداً به مدينه حمل نمىكردند تا ديگر باره باز گردانند ، مگر اين كه خبر سابق كه آن سر را به مدينه فرستادند وآن شعر مروان ابن الحكم استوار باشد ونيز اين خبر كه يزيد گفت : « هرگز سر پدرت را نمىبينى » ؛ صحيح باشد ، بعد از مراجعت به مدينه آن سر را به كربلا فرستاده وبا بدن مبارك مدفون نموده باشند ، با سفر كردن به كربلا منافاة نداشته باشد .
بالجملة ، سيد بن طاوس عليه الرحمة در لهوف مىفرمايد : چون زنان وعيال حضرت امام حسين عليه السلام از شام باز شدند وبه عراق رسيدند ، به آن مرد كه دليل ايشان بود ، گفتند : « ما را از طريق كربلا عبور ده . » پس ايشان را رهسپار ساخت وچون به كربلا وقتلگاه رسيدند ومصرع شهدا را دريافتند ، جابر بن عبداللَّه انصارى وجماعتى از بني هاشم ومردانى از آل رسول صلى الله عليه وآله وسلم را در آنجا يافتند كه براي زيارة قبر منور پسر پيغمبر ورود نموده بودند . پس أهل بيت وآن جماعت يكدفعه با هم باز خوردند وبه ناله وزارى واندوه ومصيبت پرداختند وماتمى بزرگ به پا داشتند كه دلها را كباب وروان را بىتاب مىساخت وجمعى كثير از زنان اهلقرى ونواحي فرآهم شدند وبه مراسم تعزيت وسوگوارى قيام ورزيدند . روزى چند به -