وكانوا رجاء ثمّ صاروا رزيّة * لقد عظمت تلك الرّزايا وجلّت
أتسألنا قيس فنعطي فقيرها * وتقتلنا قيس إذا النّعل زلّت
وعند غنيّ قطرة من دمائنا * سنطلبها يوماً بها حيث حلّت
فلا يبعد اللَّه الدّيار وأهلها * وإن أصبحت منهم برغمي تخلت
فإنّ قتيل الطّفّ من آل هاشم * اذلّ رقاب المسلمين فذلّت
قال أبو الفرج :
وقد رثى الحسين بن عليّ - صلوات اللَّه عليه - جماعة من متأخري الشّعراء استغنى عن ذكرهم في هذا الموضع كراهية الإطالة .
وأمّا من تقدّم فما وقع إلينا شيء رثى به وكانت الشّعراء لا تقدم على ذلك مخافة من بني أميّة وخشية منهم . « 1 »
أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 81
هامش
( 1 ) - سليمان بن قتّه در رَثاء حسين عليه السلام گويد :
به خانههاى آل محمّد گذر كردم وخانه وكاشانهاى همانند آنها نديدم كه روزى داراى أهل وساكن بود وامروز خالى ووحشتزا است .
آيا نبينى كه چگونه زمين به خاطر فقدان حسين بيمار گشته وشهرها دگرگون گشته ؟
آنها مايهء اميد ( مردم ) بودند سپس مايهء مصيبت ( واندوه ) گشتند به راستى كه اين مصيبتها بس بزرگ وسنگين بود .
شگفت است كه مستمندان قبيلهء قيس از ما درخواست مىكنند وما بدانها عطا مىكنيم ، وآنها در وقت برگشتِ روزگار ما را مىكُشَند .
ودر نزد قبيلهء « غَنِىّ » قطرهاى از خون ما هست كه روزى خونخواهى آن را خواهيم كرد ( اشاره است به كشتن عبداللَّه غَنَوىّ أبا بكر بن حسن عليه السلام را چنانكه پيش از اين گذشت ) .
خداوند آن خانهها واهلش را از رحمت خويش دور نگرداند اگرچه اكنون برخلاف ميل من آن خانهها خالى وبىساكن گشته .
وبه راستى كه شهيد واقعهء طف از خاندان هاشم ( با شهادت خود ) مسلمانان را سرافكنده ساخت ، يا موجب گشت كه مسلمانان به خوارى افتند ومردم دنيا آنها را جنايتكار بشناسند .
مؤلّف گويد : از شعراى متاخّرين گروه بسيارى در مرثيهء حسين عليه السلام شعر سرودهاند كه من براي رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى كردم ، واما از پيشينيان چيزى به ما نرسيده ، جهت آن نيز همان خوف و -