هامش
- برانداخت 14 ولشكر طلحه وزبير را پاك بپرداخت 15 وسپاه شام را دستخوش تيغ خونآشام ساخت . » 16
ونيز فرمود : « منم پسر فاطمهء زهرا وپسر سيدهء نسا وپسر خديجهء كبرى ومنم پسر آن كس كه جلباب حياتش را به دست ظلم وستم بدريدند 17 وبا لب تشنه سرش را از تن بريدند . منم پسر آن كس كه جسد شريفش را در بيابان كربلا جريح وطريح 18 افكندند وعمامه وردا از تن مباركش برآوردند . منم پسر آن كس كه در ماتم أو فريشتگان در آسمان به سوگوارى نشستند وجن وانس در زمين بانگ ناله وزارى درپيوستند ومرغان هوا به هاىهاى بگريستند . منم پسر آن كس كه سرش را بر سنان نيزه شهر تا شهر بگرداندند وأهل بيتش را از عراق به شام أسير بردند . هان اى مردم ! سپاس وستايش خداى را كه ما أهل بيت را به بلايى نيكو ممتحن 19 داشت ؛ گاهى كه رأيت هدايت وعدالت وزهادت 20 در ميان ما جا داشت وعلم غوايت وضلالت 21 وهلاكت در دست ديگران بود . بالجملة ، لختى از كلمات آن حضرت را به فارسي بازنموديم .
در خبر است كه سيّد سجاد همچنان أنا وأنا مىفرمود ومردم شام از اصغاى اين كلمات مصيبتآميز وقصههاى غمانگيز آشفتهخاطر شدند وبانگ ناله وعويل دردادند وبه أعلى صوت بگريستند . يزيد ملعون بيمناك شد كه مبادا فتنهاى انگيخته شود وخونها ريخته گردد . بىتوانى مؤذن را فرمان داد تا سخن سيّد سجاد را قطع كرد وبانگ برداشت : « اللّه أكبر ! »
آن حضرت فرمود : « هيچ شئ بزرگتر از خداى نيست . »
چون گفت : « أشهد أن لا إله إلّا اللّه » ؛ فرمود : « گوشت وپوست وخون من گواهى مىدهد كه جز أو خدايى نيست . »
آنگاه مؤذن گفت : « أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه » ؛ سيّد سجاد از فراز منبر روى به يزيد كرد وگفت :
« هان اى يزيد ! اين محمّد جد من است يا جد تو ؟ اگر گويى جد تو ، سخنى به كذب كردى وكافر شدى . اگر گويى جد من است ، بگوى تا چرا عترت أو را كشتى ؟ »
يزيد پاسخ نگفت . چون مؤذن از تقديم اذان واقامه بپرداخت ، يزيد بر جماعت تقدم جست ونماز ظهر بگذاشت .
( 1 ) . مثالب : معايب ، مطاعن .
( 2 ) . افراخ : جوجهها .
( 3 ) . قاصى : دور . دانى : نزديك ( مقصود ، دور ونزديك نسبت به منبر يا شهر شام است ) .
( 4 ) . نيوشا : شنوا .
( 5 ) . نيايش : دعا با تضرع وزارى .
( 6 ) . بهلول : مهتر ، جامع هرگونه خير .
( 7 ) . ردا : عبا ( اين جمله اشاره به ساختن ديوار كعبه ونصب حجر الأسود توسط حضرت رسول أكرم صلّى اللّه عليه واله وسلّم در سال سىام عام الفيل مىباشد ) .
( 8 ) . سدرة المنتهى : مكاني است در يمين عرش كه مطابق اخبار ائمهء معصومين عليهم السّلام ، علم ملائكة وآدميان تا آنجا مىرسد واز آن به بعد كسى را جز ذات بارى تعالى خبري نيست . -