تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
وقيل : إنّ آل الحسين لمّا وصلوا إلى الكوفة ، حبسهم ابن زياد ، وأرسل إلى يزيد بالخبر فبينما هم في الحبس إذ سقط عليهم حجر فيه كتاب مربوط فيه : أنّ البريد سار بأمركم إلى يزيد فيصل يوم كذا ، ويعود يوم كذا ، فإن سمعتم التّكبير ، فأيقنوا بالقتل ، وإن لم تسمعوا تكبيرا فهو الأمان ، فلمّا كان قبل قدوم البريد بيومين أو ثلاثة إذا حجر قد ألقى وفيه كتاب يقول فيه : أوصوا واعهدوا ، فقد قارب وصول البريد . ثمّ جاء البريد بأمر يزيد بإرسالهم إليه . « 1 » ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 298 ولمّا وضح لابن زياد ولولة النّاس ولغط أهل المجلس ، خصوصا لمّا تكلّمت معه زينب العقيلة خاف هياج النّاس ، فأمر الشّرطة بحبس الأسارى في دار إلى جنب المسجد الأعظم ، قال حاجب ابن زياد : كنت معهم حين أمر بهم إلى السّجن ، فرأيت الرّجال والنّساء مجتمعين يبكون ، ويلطمون وجوههم .
هامش
( 1 ) - گفته شده است : چون اسراى خاندان حسين به كوفه رسيدند ، ابن زياد آن‌ها را بازداشت وبه يزيد خبر داد . در همان هنگام كه آن‌ها در زندان بودند ، سنگى كه يك نامه به آن بسته شده بود ، بر آن‌ها فرود آمد كه مضمون آن چنين بود : « پيك ( بريد - پست ) خبر شما را در فلان روز خواهد برد وفلان روز برخواهد گشت اگر در برگشتن وى صداى تكبير را بشنويد ، بدانيد كه همه كشته خواهيد شد واگر تكبير نباشد ، بدانيد كه به خواست خدا به شما أمان داده شده است . » دو يا سه روز مانده بود به رسيدن وبرگشتن پيك ، باز سنگى افتاد كه نامه‌اى بدان بسته وپيوسته بود ودر آن نامه چنين نوشته شده بود : « وصيت خود را بكنيد ؛ زيرا وقت برگشتن پيك ورسيدن بريد ( پست ) نزديك شده است . » بعد از آن خبر رسيد كه يزيد دستور داده بود ، اسرا را نزد خود أو روانه كند . خليلي ، ترجمه كامل ، 5 / 197 در امالى مسطور است كه حاجب ابن زياد گفت : « بعد از آن جسارت ، ابن زياد با رأس مطهر وسخن آن مرد كه به روايت شيخ مفيد ، زيد بن أرقم بود ؛ وآن پاسخ ناستوده ابن زياد فرياد كرد تا علي بن الحسين عليهما السّلام را غل برنهادند وبا زنان وأسيران به سوى زندان روان داشتند ، ومن با ايشان بودم واز هيچ كوچه عبور نمىدادم جز اين‌كه از مرد وزن آكنده همى ديدم كه همى بر صورت‌هاى خود لطمه زدند وبگريستند . پس ايشان را در زندانى محبوس ساختند « وطبق عليهم » وأبواب را بر ايشان بستند . » سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 137 در امالى مسطور است كه بعد از اين مكالمات [ مكالمات ابن زياد با امام سجاد عليه السّلام ] ، ابن زياد فرمان كرد تا ديگرباره ايشان را به زندان بازگردانيد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 144