تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
هامش
- ايشان را مگر براي آن‌كه زيادة گردانند گناهان خود را واز براي ايشان است عذاب خواركننده . » آيا از عدالت تو است اى فرزند آزادكرده‌ها كه زنان وكنيزان خود را در پرده نشانيده ودختران مكرمهء رسول خدا را أسير كرده‌اى وبىكجاوه وهودج از شهربه‌شهر مىگردانى بىياورى ومعاونى ومددكارى از روى طغيان بر خدا وانكار سيد أنبيا ؟ واين افعال بعيد نيست از جماعتى كه جگر برگزيدگان را خاييده باشند وگوشت ايشان از خون شهيدان پرورش يافته باشند ، پيوسته شمشيرها روى حضرت رسول صلّى اللّه عليه واله وسلّم برهنه كرده باشند ، واين‌ها نتيجهء كفر وضلالت قديم است وكينهء ديرينهء شمشيرهاى بدر وأحد است كه از روى بغض وعداوت به سوى أهل بيت رسالت نظر مىكنى واز كشتن ايشان هيچ پروا ندارى ، وبا نهايت فرح وسرور چوب مىزنى بر لب ودندان سيد جوانان بهشت كه بوسه‌گاه حضرت رسالت بود وتحسين مىطلبى از كافران گذشتهء خود كه در جهنمند وتقرب مىجويى به سوى ايشان به مستأصل كردن ذريت محمّد واز ريختن خون‌هاى أهل بيت رسالت ، وخورشيدهاى فلك امامت وخلافت . به خدا سوگند كه به زودى به أشياخ خود خواهى رسيد وآرزو خواهى كرد كه كاش دست تو تا مرفق خشكيده بود وكاش از مادر متولد نشده بودى وآنچه كردى ، نكرده بودى وآنچه گفته بودى ، نگفته بودى . خداوندا ! بگير حق ما را وانتقام بكش از هركه بر ما ستم كرد وغضب خود را نازل گردان بر هركه خون‌هاى ما را ريخت وحاميان ما را كشت . به خدا سوگند كه پاره نكردى مگر پوست خود را ونبريدى مگر گوشت خود را وبه زودى وارد خواهى شد بر حضرت رسالت به آنچه متحمل شده‌اى از ريختن خون ذريت أو وهتك حرمت أو كرده‌اى در عترت أو ، در هنگامىكه حق تعالى تفرق ايشان را به جمعيت مبدل كرده باشد وپراكندگى أحوال ايشان را به امنيت آورده باشد ، وحق ايشان را از ستمكاران گرفته باشد . چنانچه حق تعالى مىفرمايد : « گمان مكن آنان را كه در راه خدا كشته شدند ، از مردگانند ؛ بلكه زندگانند ونزد پروردگار خود روزى مىيابند . » خدا بس است براي تو حكم‌كننده ، وكافى است براي مخاصمهء تو ، وجبرئيل ظهير وياور اوست وزود خواهد يافت عذاب خود را ويافته آن كسى كه تو را بر گردن مسلمانان سوار كرد وخلافت باطل را براي تو مستقر گرداند . خواهيد دانست كه مكان شما بدتر است وياور شما كمتر است واين‌كه من قدر تو را كم مىشمارم وسرزنش تو را عظيم مىدانم نه براي آن است كه خطاب در تو فايده مىكند . بعد از آن‌كه ديده‌هاى مسلمانان را گريان وسينه‌هاى ايشان را بريان كرديد ، وموعظه چه سود مىبخشد در دل‌هاى سنگين وجان‌هاى طاغى وبدن‌هاى مملو از سخط حق تعالى ولعنت رسول خدا وسينه‌ها كه شيطان در آن آشيان كرده است . به أعانت اين قسم گروه ، تو كردى آنچه كردى . پس زهى تعجب است كشته شدن پرهيزكاران وفرزندان پيغمبران وسلالهء اوصياى ايشان ، به دست‌هاى آزادشدگان خبيث ونسل‌هاى زناكاران فاجر كه خون ما از دست‌هاى ايشان مىريزد وگوشت‌هاى ما از دهان‌هاى ايشان بيرون مىافتد . اى يزيد ! اگر الحال ما را غنيمت خود مىشمارى ، زود باشد كه موجب غرامت تو شود در هنگامىكه نيابى مگر آنچه دست‌هاى تو پيش فرستاده است ونيست خدا ستم‌كننده بر بندگان خود وبه سوى خدا -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 680 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية