تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
هامش
- آشكار عنايت فرموده است ؛ ولى شما ما را تكذيب كرديد وكافران خوانديد وجنگ با ما را حلال شمرديد ودارايى ما را به يغما برديد . گويى ما أهل تركستان وكابل بوديم ؛ هم‌چنان‌كه ديروز جد ما را كشتيد . شمشيرهاى شما به خاطر كينهء ديرينه‌اى كه از ما داشتيد ، از خون ما أهل بيت خون‌چكان است . چشم‌هاى شما روشن ! دلتان شاد ! با اين دروغى كه بر خدا بستيد ونيرنگى كه با خدا كرديد وخدا بهترين مكر كننده‌ها است . مبادا از خونى كه از ما ريختيد واموالى كه از ما به دست شما افتاد ، خوشحال باشيد كه اين مصيبت‌هاى بزرگ ومحنت‌هاى شگرف كه به ما رسيده است ، پيش از اين‌كه بر ما برسد ، در تقدير الهى بود واين بر خدا آسان است تا بر آن‌چه از دست شما رفته است . اسفناك نباشيد وبر آن‌چه به شما رسيده است ، فرحناك نشويد وخداوند هركسى را كه متكبر وخود فروش باشد ، دوست نمىدارد . مرگ بر شما ! در انتظار لعنت وعذاب باشيد . آن‌چنان نزديك است كه گويى بر شما فرود آمده است وعذاب‌هايى از آسمان به دنبال هم فرومىريزد كه شما را نابود كند وشما را به چنگال يكديگر گرفتار كند وسپس در نتيجهء ستمى كه روا داشتيد ، به شكنجهء دردناك روز رستاخيز ، جاويد خواهيد بود . هان كه لعنت خدا برستمكاران باد ! واي بر شما ! مىدانيد چه دستى از شما بر ما طغيان كرد ؟ چه‌كسى به جنگ ما شتافت ؟ يا با چه پايى به سوى ما آمديد كه مىخواستيد با ما بجنگيد ؟ به خدا قسم دل‌هاى شما سخت وجگر شما سياه شده ودريچهء دل‌هاى شما بسته وبر گوش وچشم شما مهر غفلت زده شده است وشيطان شما را فريب داده وبه آرزوهاى دراز مبتلا كرده وبر چشم شما پرده كشيده است كه راه را نمىيابيد . مرگ بر شما اى أهل كوفه ! چه كينه‌اى از رسول خدا در شما بود ؟ وچه دشمنى با أو داشتيد كه اين‌چنين با برادرش وجدم علي بن أبي طالب وفرزندان وخاندان پاك وبرگزيده‌اش كينه‌ورزى كرديد ؛ تا آن‌جا كه فخر كننده‌اى بر خود مىباليد وهمى گفت :كشتيم ما به جنگ على را وآل أو * با تيغ‌هاى هندى وطعن سنان خويش زن‌هايشان أسير كرديم همچو ترك * رزمى چنين نديده كس از دشمنان خويشاى خاك بر دهنت كه چنين گفتى . به كشتن مردمى باليدى كه خداوند آنان را پاك وپاكيزه فرموده است وپليدى را از آنان برده است . دهان بر بند وبر جاى خود بنشين ؛ آن‌چنان‌كه پدرت نشست كه براي هركس همان است كه به دست آورده وپيش فرستاده است . واي بر شما ! آيا بر آن‌چه خداوند ما را فضيلت بخشيده است ، حسد مىورزيد ؟ما را چه جرم‌گر دو سه روزى به كأم دل * ساغر ز ما پر است وتهى مانده از رقيباين فضل الهى است كه بر هركس بخواهد ، عطا مىفرمايد وخداوند صاحب فضلى است عظيم وكسى كه خداوند براي أو نوري قرار ندهد ، نوري ديگر نخواهد داشت . » راوي گفت : صداها به گريه وشيون بلند شد وگفتند : « اى دختر پاكان ! بس كن كه دل‌هاى ما را -