هامش
- نگون گردد . واين داهيهء دهيا وبليهء عميا ، آسمانها را فروگرفت . شگفت نيست كه آسمان خون باريد .
زودا كه در آن جهان دستخوش عذاب اليم شويد . بدين مهلت كه يافتيد ، خوشدل نباشيد . چه خداوند به مكافات عجلت نكند وبيم ندارد كه وقت سپرى گردد . همانا خداوند در مرصد بىفرمانان است . »
چون زينب عليها السّلام اين كلمات را بپرداخت ، از آن جماعت روى بر تافت .
بشر بن حزيم اسدى گويد كه : مردم كوفه را از اصغاى اين كلمات نگريستم كه مانند زن ثكلى 19 مىگريستند ودست به دندان مىگزيدند . شيخى در كنار من بود . همى ديدم كه أشك چشمش بر روى وموى مىدويد ودستها به جانب آسمان فرا مىداشت .
وهو يقول : بأبي وأمّي ، كهولهم خير الكهول ، وشبابهم خير شباب ، ونسلهم نسل كريم ، وفضلهم فضل عظيم .
يعنى : پدر ومادرم فداى شما باد ! پيران شما بهترين پيران است ، وجوانان شما بهترين جوانان است ، وخاندان شما خاندانى بزرگ ، وفضل شما فضلى بزرگوار است .
واين شعر بگفت :كهولهم خير الكهول ونسلهم * إذا عدّ نسل لا يبور ولا يخزىفقال عليّ بن الحسين : يا عمّة ! اسكتي ففي الباقي من الماضي اعتبار وأنت بحمد اللّه عالمة غير معلّمة ، فهمة غير مفهّمة . إنّ البكاء والحنين لا يردّان من قد أباده الدّهر .
سيد سجاد عليه السّلام فرمود : اى عمه ! خاموشى اختيار فرما وماضي را از باقي اعتبار گير . شكر خداى را كه تو عالمي باشى كه رنج دبستان نكشيدى وزحمت معلم ندادى ودانايى باشى كه آموزگار نداشتى . همانا آن كس را كه روزگار هلاك ساخت ، به ناله وعويل بازگشت نخواهد نمود .
( 1 ) . أنطق : گوياتر . أفصح : شيوا سخنتر .
( 2 ) . نفسهاى مردم در گلو گير كرد .
( 3 ) . جرس : زنگ گردن أسب وشتر .
( 4 ) . قرآن مجيد ( 19 / 92 ) .
( 5 ) . قرآن مجيد ( 41 / 15 ) .
( 6 ) . خلاصهء اشعار : اگر پيغمبر به شما بگويد : « با اولادم چهگونه رفتار كرديد ؟ » چه جواب خواهيد داد ؟ مىترسم بر شما عذابي چون عذاب قوم ارم بيايد .
( 7 ) . زفرة : نفس ، دم . شرارة : شعلهء آتش .
( 8 ) . شيمت : خوى .
( 9 ) . سيم ناسره : نقرهء قلب ومغشوش .
( 10 ) . يعنى چون مانند گياه روى نجاست هستيد ، به درد خوردن نمىخوريد وچون سكه قلب هستيد ، دخلى از شما عايد نمىشود .
( 11 ) . پايمرد : شفيع ، ياور ، دستگير . -