تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
هامش
- گفت : « بيم دارم كه ديگرى درآيد وبربايد . » اين بگفت وبه نهب پرداخت . چند كه ملاحف 10 از پشت ما بكشيد وبرفت به سوى خيمه‌هاى ديگر ، پس خون از سر وروى من روان شد وآفتاب بر سر من بتافت ومن بىخويشتن 11 درافتادم . چون به خويش آمدم ، عمه‌ام را نگريستم كه بر سر من مىگريد ومىگويد : « برخيز تا بنگريم بر اين أهل وعيال چه گذشت وبرادر عليلت را چه پيش‌آمد ؟ » برخاستم . وقلت : يا عمّتاه ! هل من خرقة استر بها رأسي على أعين النظّار ؟ فقالت : يا بنتاه ! وعمّتك مثلك . يعني : گفتم : « اى عمه ! آيا جامه پاره‌اى به دست توان كرد كه من سر خود را از چشم بيگانگان بپوشم ؟ » فرمود : « اى دختر ! عمهء تو مانند تست . » چون نگران شدم ، أو برهنه بود واز ضرب كعب نيزه وتازيانه بدن مباركش سياه بود . پس به اتفاق روان شديم وبه هيچ خيمه داخل نشديم ؛ الا آن‌كه غارت زده ومنهوب بود وبرادرم علي بن الحسين عليهما السّلام بروى درافتاده . از كثرت جوع وعطش وزحمت رنجورى ، توانايى جلوس نداشت . ما بر أو گريستيم وأو بر ما گريست . ( 1 ) . سرادق : خيمه‌ها . ( 2 ) . كفره ( باسه فتحه ) : جمع كافر . ( 3 ) . كبود چشم . ( 4 ) . بىكنار : كناية از وسعت وپهناورى . ( 5 ) . يوم أضحى : روز عيد قربان . ( 6 ) . دست أو رنجن : دستبند . ( 7 ) . مقنعه : روسرى . ( 8 ) . مجير : دهنده . ذائد : دفع كننده . ( 9 ) . كتفين : دوشانه . ( 10 ) . ملاحف ( جمع ملحف وملحفه بر وزن اسم آلت ) : رولباسى . ( 11 ) . بىخويشتن : بيهوش ، بىخود . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 10 - 11 ، 13 - 15 وچنان‌كه در امالى صدوق مسطور است ، عبد اللّه بن الحسن 1 از مادرش فاطمه دختر امام حسين ( سلام اللّه عليهما ) روايت مىكند : چون آن گروه ملعون براي نهب وغارت به خيام ما بتاختند ومن اين هنگام جاريه خردسال بودم ودو خلخال از طلا به پاى داشتم ، مردى از آن جماعت آن خلخال‌ها از پاى من همى درآورد وهمى بگريست . گفتم : « اى دشمن خداى ! اين گريستن از چيست ؟ » گفت : « چه‌گونه نگريم ، با اين‌كه دختر رسول خداى را مسلوب مىنمايم . » گفتم : « خلخال از پاى مگير . » -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 188 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية