اللّه عليك وعلى أهل بيتك ، وعرّف بيننا وبينك في جنّته « 1 » . فقال : آمين آمين . « 2 » فاستقدم « 3 » فقاتل حتّى قتل . « 4 »
الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 443 - عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 279 - 280 ؛ المقرّم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 311 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ( الهامش ) ، / 415 - 416 ؛ المحمودي ، العبرات ، 2 / 49
هامش
( 1 ) - [ بحر العلوم : « الجنّة » ] .
( 2 ) - [ إلى هنا حكاه عنه في بحر العلوم وزاد : « ثمّ استقدم حنظلة ، فقاتل قتالا شديدا ، وهو يرتجز :يا شرّ قوم حسبا وزادا * وكم ترومون لنا العناداولم يزل يقاتل حتّى قتل » ] .
( 3 ) - [ إلى هنا حكاه عنه في نفس المهموم وأضاف : « وقاتل قتال الأبطال وصبر على احتمال الأهوال حتّى قتل ( عليه رحمة اللّه المتعال ) » ] .
( 4 ) - گويد : حنظلة بن أسعد شامي بيامد وپيش روى حسين بايستاد واين آيات را به بانگ بلند خواند :يا قَوْمِ ! إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ * مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ * وَيا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ * يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ما لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ .يعنى : « اى قوم ! من بر شما از روزگارى مانند دستههاى ديگر بيم دارم ؛ مانند حال قوم نوح وعاد وثمود وكساني كه از پى آنها بودند وخدا براي بندگان ستم نمىخواهد . اى قوم من ! بر شما از روز ندا زدن بيم دارم ؛ روزى كه بازگشتكنان پستان آرند ودر قبال خدا نگهدارى نداشته باشد وهركه را خدا گمراه كند ، رهبرى ندارد . »
آنگاه گفت : « اى قوم ! حسين را مكشيد كه ( خدا ) شما را به عذابي هلاك كند وهركه دروغ سازد ، نوميد شود . »
حسين بدو گفت : « اى ابن سعد ! خدايت رحمت كند . آنها وقتي دعوت حق تو را رد كردند وحمله آوردند كه خون تو ويارانت را بريزند ، مستحق عذاب شدند . چه رسد به حال كه ياران پارساى تو را كشتهاند . »
گفت : « راست گفتى به فدايت شوم . تو فقه دين را بهتر از من مىدانى وشايستهء آنى ، سوى آخرت رويم كه به برادرانمان ملحق شويم . »
گفت : « سوى ملك نافرسودنى روان شو كه از دنيا وهرچه در آن هست ، بهتر است . »
گفت : « درود بر تو اى أبو عبد اللّه ، خدا تو را با خاندانت صلوات گويد ودر بهشت خويش ما را با تو قرين كند .
گفت : « آمين ، آمين . »
گويد : پس ، أو پيش رفت وبجنگيد تا كشته شد .
پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3047 - 3048