تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 440 - 441 - عنه : ابن كثير ، البداية والنّهاية ، 8 / 183 - 184 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 272 - 273 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 399 ؛ المحمودي ، العبرات ، 2 / 41 ؛ مثله المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 366 - 367 قال : فأوّل من تقدّم إلى قتال القوم الحرّ بن يزيد الرّياحيّ ، وهو يقول :
إنّي أنا الحرّ ومأوى الضّيف * أضرب في أعراضكم بالسّيف عن خير من حلّ بلاد الخيف * أضربكم ولا أرى من حيف
هامش
- تير زده‌اى وأسب آن يكى را از پاى انداخته‌اى وديگرى را به تير زده‌اى ، در نبردگاه حضور داشته‌اى ، به آنها حمله كرده‌اى ، ياران خويش را ترغيب كرده‌اى ، دشمن آنها را افزوده‌اى ، به تو حمله كرده‌اند ونخواسته‌اى فرار كنى ، يكى ديگر از ياران تو نيز چنين كرده وديگرى وديگرى چنين بوده ، وياران وى كشته مىشده‌اند ، همگيتان در خونشان شريكيد . » گفت : « اى أبو الوداك ! تو ما را از رحمت خداى نوميد مىكنى . اگر به روز رستاخيز كار حساب ما با تو بود ، خدايت نبخشد اگر ما را ببخشى . » گفت : « همين است كه با تو گفتم . » پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3039 - 3040 آن‌گاه به ياران ابن زياد تاخت وبا آنها بجنگيد ودو كس از جمعشان بكشت . سپس كشته شد ، خدايش رحمت كناد . گويد : حر رجز مىخواند كه شعري به اين مضمون بود : « قسم ياد كردم كه كشته نشوم تا كسان بكشم ووقتي كشته مىشوم در حال پيشروى باشم با شمشير ضربت قاطعشان مىزنم نه از آنها باز مىمانم ونه عقب مىروم . » وهم أو رجزى به اين مضمون مىخواند : « به دفاع از بهترين كسى كه در منى وخيف جاى گرفته آنها را با شمشير مىزنم . » گويد : حر وزهير بن قين جنگى سخت كردند وچون يكيشان حمله مىبرد ، فرو مىماند ، ديگرى حمله مىبرد وأو را نجات مىداد ، مدتي چنين بودند ؛ عاقبت پيادگان به حر حمله بردند كه كشته شد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 2979 ، 3044 - 3045
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 611 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية