الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 435 - 436 - عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 264 - 266 ؛ المحمودي ، العبرات ، 2 / 32 - 34
ثمّ تقدّم مسلم بن عوسجة الأسديّ وهو يقول :
« 1 » [
إن تسألوا عنّي فإنّي ذو لبد * من فرع قوم من ذرى بني أسد
فمن تعامى « 2 » حائد عن الرّشد * وكافر بدين « 3 » جبّار صمد
] قال : ثمّ حمل ، فقاتل قتالا شديدا حتّى قتل - رحمه اللّه . ابن أعثم ، الفتوح ، 5 / 193 - 194
فصاح عمرو بن الحجّاج بالنّاس « 4 » : يا حمقى ! أتدرون من تقاتلون ؟ تقاتلون فرسان
هامش
- گويد : مسلم با صداى نارسا بدو گفت : « خدايت مژدهء خير دهاد . »
حبيب بن مظاهر گفت : « اگر نبود كه مىدانم كه از پى توأم وهمين دم به تو مىرسم ، دوست داشتم هرچه را مىخواهى به من وصيت كنى تا به انجام آن پردازم به سبب آنكه ديندارى وخويشاوند . »
گفت : « خدايت رحمت كند . وصيت من همين است ( وبا دست به حسين اشاره كرد ) كه پيش روى أو بميرى . »
گفت : « به پروردگار كعبه چنين مىكنم . »
گويد : چيزى نگذشت كه در دست آنها بمرد وكنيزى كه داشت بانگ زد : « واي ابن عوسجهام ، واي سرورم . »
گويد : ياران عمرو بن حجاج همديگر را بانگ زدند كه : « مسلم بن عوسجهء اسدى را كشتهايم . »
شبث به كساني از ياران خويش كه أطراف وى بودند ، گفت : « مادرانتان عزادارتان شود . كسانتان را به دست خودتان مىكشيد وخودتان را به خاطر ديگران ذليل مىكنيد ، از اينكه كسى چون مسلم بن عوسجة كشته شده خرسندى مىكنيد ، قسم به آن كس كه به اسلام وى آمدهام ، وى را با مسلمانان در بسيار جاهاى معتبر ديدهام . وى را در سلق آذربيجان ديدم كه پيش از آنكه سپاه مسلمانان برسند ، شش كس از مشركان را بكشت . كسى همانند وى از شما كشته مىشود وخرسندى مىكنيد ! »
گويد : مسلم بن عوسجة به دست مسلم بن عبد اللّه ضبابى وعبد الرحمان بن أبي خشكارهء بجلى كشته شده بود .
پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3036 - 3038
( 1 ) - ما بين الحاجزين من د وبر ، وفي الأصل موضعه : شعرا .
( 2 ) - في د : تعالى .
( 3 ) - في د : بدين - مكرّرا .
( 4 ) - [ لم يرد في الأسرار ] .