تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
ابن طاووس ، اللّهوف ، / 102 - 104 وقيل : إنّ ابن زياد كان قد بعث على الجيش أميرا ، وهو الحارث « 1 » بن يزيد التّميميّ ، فلمّا حقّت له الحقايق ورأى الأمر يؤول إلى ما آل ، تاب وانحاز إلى فئة الحسين . اليافعي ، مرآة الجنان ، 1 / 133 منهم : الحرّ بن يزيد أمير مقدمة جيش ابن زياد ، فاعتذر إلى الحسين ممّا كان منهم ، قال : ولو أعلم أنّهم على هذه النّيّة ، لسرت معك إلى يزيد . فقبل منه الحسين .
هامش
- برسد ؟ آيا دفاع‌كننده‌اى نيست كه از حرم رسول خدا دفاع كند ؟ » راوي گفت : چون حسين عليه السّلام اين دادخواست را نمود ، حرّ بن يزيد روى به عمر بن سعد آورد وگفت : « راستى با اين مرد خواهى جنگيد ؟ » گفت ! « آرى به خدا ؛ جنگى كه آسانترين مراحلش آن باشد كه سرها از بدنها بپرد ودستها از پيكرها بيفتد . » گويد : پس حر از نزد عمر بن سعد گذشت ودر جايى نزديك سربازانش ايستاد ولرزه بر اندامش افتاده بود . مهاجر بن أوس أو را گفت : « به خدا قسم كه من در كار تو درمانده‌ام ؛ چه اگر از من پرسش مىشد دلاورترين افراد أهل كوفه كيست ؟ من جز تو نامى از ديگرى نمىبردم . اين چه حالتي است كه در تو مىبينم ؟ » گفت : « به خدا كه خود را بر سر دوراهى بهشت ودوزخ مىبينم وبه خدا قسم به جز راه بهشت نخواهم رفت ، هرچند پاره‌پاره شوم وپيكرم به آتش بسوزد . » اين بگفت وركاب بر أسب زد ومتوجه به سوى حسين گرديد ؛ در حالي كه دست بر سر خود گذاشته وعرض مىكرد : « بار الها ! به سوى تو بازگشتم . توبه‌ام را بپذير كه من دلهاى دوستان تو وفرزندان دختر پيغمبر تو را لرزاندم . » پس به آن حضرت عرض كرد : « فدايت شوم . من همانم كه به همراه تو بودم ونگذاشتم تو بازگردى وكار را بر تو تنگ گرفتم ؛ ولى گمان نمىبردم كه اين مردم كار را با تو تا به اين حد خواهند رساند ومن اكنون به سوى خدا بازگشته‌ام . آيا توبهء مرا پذيرفته مىبينى ؟ » حسين عليه السّلام فرمود : « آرى . خداوند توبهء تو را مىپذيرد . از أسب پياده بشو . » عرض كرد : « حالي سواره بودنم بهتر است تا پياده شدن وپايان كارم به پياده شدن مىانجامد . » سپس گفت : « چون من نخستين كس بودم كه سر راه بر تو گرفتم ، اجازه بفرما تا اولين شهيد راه تو ، من باشم . شايد فرداى قيامت از افرادى باشم كه با جدّت محمّد مصافحه مىكنند . » ( سخنى از صاحب كتاب ) مقصود حر از اولين شهيد راه حسين ، اولين شهيد از آن دم به بعد بود ؛ وگرنه چنانچه گفته شد ، پيش از أو نيز چند نفرى شهيد شدند . فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 102 - 104 ( 1 ) - هكذا في النّسخ ، والمشهور أنّه حرّ بن يزيد الشّهيد رحمه اللّه .