تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
ابن طاووس ، اللّهوف ، / 96 - 100 - عنه : القزويني ، الإمام الحسين عليه السّلام وأصحابه ، 1 / 42 - 44 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 378 - 380 وفي المناقب ، روى بإسناده ، عن عبد اللّه بن محمّد بن سليمان بن عبد اللّه بن الحسن ، عن أبيه ، عن جدّه ، عن عبد اللّه ، قال : لمّا عبّأ عمر بن سعد أصحابه لمحاربة الحسين بن عليّ عليهما السّلام ، ورتّبهم مراتبهم ، وأقام الرّايات في مواضعها ، وعبّأ أصحاب الميمنة والميسرة ، فقال لأصحاب « 1 » القلب : اثبتوا .
هامش
- نگه داشته است . راهى به سوى مرگ وراهى به سوى ذلّت ، هرگز مباد كه ما ذلّت را بر مرگ اختيار كنيم . خدا وپيغمبرش ومردم باايمان ودامنهاى پاك وپاكيزه كه ما را پروريده ومردمى كه زير بار ستم نروند وافرادى كه تن به ذلّت ندهند ( همه وهمه ) به ما اجازه نمىدهند كه فرمانبرى لئيمان را بر كشته شدن شرافتمندانه برگزينيم . هان كه من با اين افراد فاميلم ؛ با اين‌كه كم‌اند واندك وياورى ندارم ، با شما خواهم جنگيد . » سپس حضرت سخنش را به اشعار فروة بن مسيك مرادي پيوست . بدين مضمون :غالب ار گرديم هستيم از قديم * ور كه مغلوبيم مغلوبان نئيم زان كه حق با ما وحق باقي بود * باطل ار پيروز شد فانى بود نيست در ما ترس ليك اين نوبتي است * كه ز ما مرگ وز آنان دولتي است مرگ اشتر وار سينه برگرفت * تا ز قومي ، ديگرى در بر گرفت مرگ فانى كرد از من سروران * هم‌چنان كو كرده از پيشينيان گر كريمان وشهان را بد بقا * هم ببودى آن بقا از آن ما هان ملامت گوى ما از خواب خيز * كاين چنين روزى ز پى دارى تو نيزودر پايان سخن اضافه مىكنم كه : « به خدا قسم پس از اين جنايت ، بيش از مقدار سوار شدن اسبى درنگ نخواهيد نمود كه همچون سنگ آسيا سرگردان ومانند ميلهء وسط آن به ناراحتى واضطراب دچار خواهيد شد . يادداشتى است كه پدرم از جدّم به من سپرده است . در كار خود با شريكان جرم يكجا بنشينيد تا كارتان بر شما پوشيده نماند . سپس به كار كشتن من بپردازيد ومهلتم مدهيد كه توكّل من بر خدايى است كه پروردگار من وشماست . سرنوشت همهء جنبنده‌ها به دست قدرت أو است . همانا پروردگار من بر راه راست است ؛ بار الها ! بارانهاى آسمان از آنان بازدار وسالهايى را مانند سالهاى قحطى يوسف بر آنان بفرست وجوان ثقيفى را بر آنان مسلّط فرما تا ساغرهاى تلخ وناگوار مرگ را در كامشان خالى كند كه اينان دعوت ما را نپذيرفتند ودست از يارى ما برداشتند وتويى پروردگار ما . توكّل ما فقط بر تو است وبه تو روى آورديم وبازگشت همه به سوى تو است . » فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 96 - 100 ( 1 ) - [ مثير الأحزان : « لأهل » ] .
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 353 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية