الباعوني ، جواهر المطالب ، 2 / 283
قال عليّ بن الحسين : سمعت أبي في اللّيلة الّتي قتل في صبيحتها يقول - وهو يصلح سيفه - :
يا دهر أفّ لك من خليلي * كم لك بالإشراق والأصيل
من صاحب وطالب قتيل * والدّهر لا يقنع بالبديل
وإنّما الأمر إلى الجليل * وكلّ حيّ سالك سبيلي
فأعادها مرّتين أو ثلاث ، ففهمتها ، وعرفت ما أراد ، وخنقتني العبرة ، ولزمت
هامش
- محترمهء آن حضرت دويد وشيون برآورد كه : « كاش امروز شربت حيات مرگ را مىنوشيدم واين حالت را در تو نمىديدم . پدرم أمير المؤمنين شهيد شد . ومادرم فاطمهء زهرا از دنيا مفارقت كرد . وبرادرم حسن مجتبى به زهر أهل جفا هلاك شد . وتو اكنون يادگار رفتگان وپشت وپناه بازماندگانى ، وما را از خود نااميد مىگرداني . »
آن امام مظلوم از اضطراب پردگيان سرادق عصمت ، قطرات عبرات از ديدهء حقبين باريد وفرمود :
« اى خواهر ! با جان برابر حلم وبردبارى پيشه كن وشيطان را بر خود تسلّط مده وبر قضاى حق تعالى صبر كن . »
وفرمود : « اگر مىگذاشتند مرا به استراحت ، خود را به مهلكه نمىافكندم . »
زينب خاتون گفت : « اين بيشتر دل ما را مجروح مىگرداند كه راه چاره از تو منقطع گرديده وبه ضرورت شربت ناگوار مرگ را مىنوشى وما را غريب وبىكس وتنها در ميان أهل نفاق وشقاق مىگذارى . »
پس دستهاى خود را بلند كرد وگلگونهء خود را خراشيد ومقنعه را از سر كشيد وگريبان طاقت چاك كرد وبيهوش افتاد . آن امام غريب برخاست وآب روى خواهر گرامى خود پاشيد . چون به هوش باز آمد ، گفت : اى خواهر نيكاختر ! از خدا بترس وبه قضاى حق تعالى راضى شو وبدان كه همهء أهل زمين شربت ناگوار مرگ مىچشند وأهل آسمان باقي نمىمانند وبه جز ذات مقدّس حق تعالى همه چيز در معرض زوال وفنا است . أو همه را مىميراند وبعد از مردن مبعوث مىگرداند وأو منفرد است در بقا . پدر وبرادر ومادر من شهيد شدند وهمه از من بهتر بودند وحضرت رسول صلّى اللّه عليه واله وسلّم كه اشرف خلايق بودند در دنيا نماند وبه سراى باقي رحلت فرمود . »
وبسيارى از اين مواعظ پسنديده براي آن نور ديده بيان فرمود . سپس وصيّت فرمود : « اى خواهر گرامى ! تو را سوگند مىدهم كه چون من از تيغ أهل جفا به عالم بقا رحلت نمايم ، گريبان چاك مكنيد ورو مخراشيد وواويلا مگوييد . »
پس أهل بيت را في الجملة تسلّى نموده وتهيّهء سفر آخرت را راست كرد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 652 - 653