مقتل أبي مخنف ( المشهور ) ، / 61 - 63
فقال لهم :
« إنّي لا أعلم أصحابا أوفى بالعهد ، ولا خيرا من أصحابي ، ولا أهل بيت أبرّ ولا
هامش
- مرخّص گردانيدم به هر طرف كه خواهيد برويد . »
آن سعادتمندان گفتند : « اى فرزند رسول خدا ! مردم چه گويند به ما ، هرگاه شيخ وبزرگ وسيّد وفرزند بهترين أعمام خود وفرزند پيغمبر خود را يارى نكنيم ودر نصرت أو شمشيرى ونيزهاى به كار نبريم .
نه به خدا سوگند كه از تو جدا نمىشويم تا برويم به هرجا كه تو مىروى ، وجان وخون خود را فداى جان مكرّم وخون محترم تو گردانيم وحقّ تو را ادا نماييم ؟ لعنت خدا بر زندگانى بعد از چون تو امامي . »
پس مسلم بن عوسجة برخاست وگفت : « آيا ما دست از يارى تو برمىداريم ؟ واگر چنين كنيم ، چه عذر نزد پروردگار خود بگوييم ؟ نه به خدا سوگند كه از تو جدا نمىشويم تا نيزههاى خود را در سينههاى دشمنان تو فرو بريم تا دستهء شمشير در دست ماست ، دمار از مخالفان تو برمىآوريم ، واگر حربه نداشته باشيم كه با ايشان محاربه بنماييم ، با سنگ با ايشان جنگ خواهيم كرد ودست از يارى تو برنمىداريم تا خدا بداند كه حرمت پيغمبر أو را در حقّ تو رعايت كردهايم . به خدا سوگند كه اگر بدانيم كه هفتاد مرتبه كشته مىشويم وسوخته مىشويم وخاكستر ما را بر باد مىدهند ، از تو جدا نمىشويم . پس چگونه از تو مفارقت نماييم ، حال آنكه يك كشته شدن است وبعد از آن ، سعادت ابدى آخرت است كه نهايت ندارد . »
پس ، زهير بن قين برخاست وگفت : « به خدا سوگند كه من راضيم هزار مرتبه كشته وزنده شوم وباز كشته شوم ، وهزار جان را فداى تو وأهل بيت تو كنم . »
وساير آن سعادتمندان بر اين منوال سخن گفتند وحضرت ، ايشان را دعا كرد .
از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام منقول است كه چون لشكر مخالف حضرت سيّد شهدا را احاطه كردند ، حضرت أصحاب خود را جمع كرد وفرمود : « من بيعت خود را بر شما حلال كردم . اگر خواهيد به قبايل وعشاير خود ملحق شويد ! »
وبا أهل بيت وخويشان خود گفت : « شما را نيز مرخص گردانيدم . شما تاب مقاومت اين گروه بىشمار را نداريد . »
پس جمعى از منافقان ومردم ضعيف الايمان مفارقت آن حضرت را بر سعادت ابدى اختيار كردند وپراكنده شدند وأهل بيت وخواص أصحاب آن حضرت كه به قوت ايمان ويقين از عالميان ممتاز بودند ، گفتند : « ما از تو مفارقت نمىنماييم ودر حزن واندوه ومحنت وبلا با تو شريكيم ، وقرب خدا را منوط به خدمت تو مىدانيم . »
حضرت فرمود : « چون بر خود قرار داديد ، آنچه من بر خود قرار دادهام ، پس بدانيد كه حق تعالى منازل شريفه ودرجات رفيعه را نمىبخشد ، مگر به كسى كه در راه أو متحمّل مكاره عظيمه وشدايد مؤلمه گردد . بدانيد كه تلخ وشيرين دنياي فانى نظر به دار باقي مانند خوابى است كه كسى بيند وبيدار شود ، وفايز ورستگار كسى است كه در آخرت فايز ورستگار گردد . شقى وبدبخت كسى است كه نعيم باقي آخرت را از دست بدهد . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 649 - 651