شبيخون زد وشتران خود را گرفت ودو مصراع فوق را سرود ، واز آن به بعد ، ضرب المثل شد .
برخى گفتهاند : مالك بن زهير ، قشيرى نامبرده را تهديد به قتل كرد ، أو هم اين شعر را خواند وسپس رفت مالك را به قتل رساند ، ولى بعدا برادر مالك ، قيس ، بر حمل وبرادرش حذيفة دست يافت وهر دو را كشت واين شعر را خواند :
شفيت النفس من حمل بن بدر * وسيفي من حذيفة قد شفاني « 19 »
( 59821 - 59762 )
فسيطلبك . . . ،
در مقابل آن كه معاوية حضرت را تهديد به شمشير كرده بود . امام هم أو را بيم داده وتهديد مىكرد كه بزودى ، با لشكرى عظيم بروى خواهد شوريد ، لشكرى كه با حملهء شديد خود وبر افروختن گرد وغبار أركان دشمن را به لرزه درمىآورد ، در حالي كه پيراهن مرگ را به تن كردهاند ، دو كلمهء شديدا ومتسربلين حال هستند وسربال مفعول به براي متسربلين مىباشد ، وجامهء مرگ ممكن است كناية از زره جنگى باشد ، يا از آن گروه كه به ملاقاة مرگ مىروند ودر گردابهايش شنا مىكنند ويا لباسها وكفشها ، وأوضاع وأحوالي كه خود را آمادهء قتل با آن كردهاند ، واز جملهء صفات اين لشكر آن است كه محبوبترين ديدار براي آنان ديدار پروردگارشان است چون به حقانيت دين خود يقين كامل ، وبه وعدهء راستين الهى اطمينان تامّ دارند .
منظور از ذريّه بدريهاى كه همراه لشكريان آن حضرت مىباشند فرزندان آن گروه از مسلمانان هستند كه در جنگ بدر با پيامبر بودهاند ودر قبل يادآور شدهايم كه مقصود از برادر ودايى معاوية كه در جنگ بدر كشته شدند به ترتيب :
حنظلة بن أبي سفيان ووليد بن عتبه مىباشند ، وجدّ أو هم كه كشته شد
هامش
( 19 ) انتقام خويش را از حمل بن بدر گرفتم وشمشيرم انتقام مرا از حذيفة گرفت .