تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
كشتن عثمان را به تقدير نسبت داده وبه اين تعبير نيز خود را از دخالت داشتن در خون وى بدور مىداند . در عبارات بالاى اين قسمت هم با قياس مضمر استدلال فرموده است به اين كه معاوية در قتل عثمان دخالت داشته كه مقدمهء أول آن چنين است : تو كسى هستى كه عثمان از تو يارى وكمك خواست ، ولى مسامحه كردى وياريش نكردى وبا سهل انگارى وعقب كشيدن خود ، مرگ را به سويش كشاندى ، مقدمهء دومش اين است : هر كس چنين باشد ، سزاوارتر به آن است كه گفته شود كوشش در قتل أو داشته ومسؤول خون وى مىباشد ، آن گاه امام ( ع ) در مقام اثبات درستى اين نسبت به معاوية ، نخست ادعاى أو را با كلمهء ردع : كلّا مردود دانسته وبيان مىدارد كه من نه از تو دشمنتر با أو بودم ونه بيشتر مردم را به سوى كشتن وى راهنمايى كردم ، ودر ثاني به مضمون آيهء قرآن استشهاد فرموده است كه در شأن منافقان نازل شده وآنها چنين بودند كه ياران پيغمبر را از يارى أو باز مىداشتند « 18 » . ( 59709 - 59687 )

9 - وما كنت اعتذر . . . ،

در اين جمله حضرت به نكته‌اى اشاره فرموده است كه ممكن است براي بسيارى از نادانان چنين توهم شود كه امام در خون عثمان دخالت داشته وآن انتقادهاى حضرت در مقابل بدعتهايى بود كه از عثمان سر مىزد كه پيش از اين به آن اشاره كرديم وبيان مىفرمايد كه اين أمور از باب ارشاد وراهنمايى أو بود واگر كسى اينها را گناه بداند ومرا به اين علت سرزنش وملامت كند مشمول مثال اكتم بن صيفي خواهم بود كه مىگويد : بسيار سرزنش شده‌اى كه هيچ گناه ندارد ، اين ضرب المثل در بارهء كسى آورده مىشود كه مردم از أو كارى را مىبينند وبه سبب آن كار أو را بدگويى مىكنند ،
هامش
( 18 ) سوره احزاب ( 33 ) آية ( 18 ) ، لقد يعلم اللَّه المعوقين .