در حالي كه از حقيقت آن كه بجا ودرست است آگاه نيستند .
( 59741 - 59710 )
وقد يستفير الظنّه المتنصح ،
اين مصراع نيز ضرب المثل براي كسى است كه آن قدر در نصيحت وخيرخواهى فردى مبالغه وزيادة روى مىكند كه ديگران خيال مىكنند مىخواهد طرف را گول بزند وبه أو بدگمان مىشوند ، ومصراع اولش اين است : وكم سقت في آثاركم من نصيحه : چه بسيار پند ونصيحت كه به شما گوشزد كردم .
10 - جواب آن حضرت به معاوية است كه أو حضرت را تهديد به جنگ كرد تهديدى كه شمشير را كناية از آن آورد . وامام ( ع ) فرمود :
( 59745 - 59742 )
فلقد أضحكت بعد استعبار ،
پس از آن همه أشك تمساح ريختن وگريستن سخنان خندهآورى مىگويى ، كناية از آن كه تهديدهاى أو نسبت به حضرت تعجب وى را بر انگيخته وباعث خندهء أو شده است ونيز ممكن است معناى عبارت چنين باشد كه هر كس اين سخنان را از تو بشنود پس از گريستن براي دين به علت تغييراتى كه در آن دادى ، از تعجب به خنده خواهد افتاد ، اين جمله نيز مانند ضرب المثل ودر مقام استهزاى معاوية گفته شده است .
( 59756 - 59746 )
متى ألفيت . . . ،
در اين جمله با استفهام انكارى از معاوية پرسيده است كه چه وقت ديده است كه فرزندان عبد المطلب از جنگ بگريزند واز شمشير بترسند ونيز با اين بيان مقام بني هاشم را از ترس وبىحالى دور مىدارد .
( 59761 - 59757 )
فلبّث قليلا تلحق الهيجا حمل ،
مصراع بعدش اين است : ما أحسن الموت إذ الموت نزل ترجمهء مصراع أول در ترجمهء متن گذشت ومعناى مصراع دوم اين است . باكى از مرگ نيست هنگامى كه بيايد .
اين مثال را معمولا براي ترساندن حريف از جنگ مىآورند وأصل آن از آن جا نشأت گرفته است كه در زمان جاهليت در جنگ داحس شترهاى مردى از قبيلهء قشير بن كعب به نام حمل بن بدر به يغما برده شده وأو رفت بر راهزنان