تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤
دگرگون كرد وبيان فرموده است كه اين امر نه مذمّتى براي من است ونه رسوايى وفضيحت بلكه ستايش ومدح است وتويى كه با اين ادعا مفتضح ورسوا شدى ، دليل بر اين معنا آن است كه وقتي بطور يقين بر خودش ثابت شد كه راهش درست وشك وشبهه‌اى در دينش ندارد اين كه أو را به زور وجبر به بيعت وأدار كنند كمال وفضيلت است نه نقصان ومذمت واما اين كه مخالفان أو را مجبور مىكردند كه با آنها بيعت كند وأو در دين خود ثابت قدم بود از شرافت وارزش أو نمىكاهد زيرا رسوايى آن گاه به وجود مىآيد كه عيب كسى ظاهر شود ، واما آنچه كه عيب نباشد رسوايى هم ندارد ودليل اين كه اين ادعا براي معاوية فضاحت ورسوايى دارد آن است كه معلوم مىشود أو ميان مدح وذم وستايش وبدگويى هيچ فرقى نمىفهمد . ( 59645 - 59606 )

وهذه حجتي . . . ذكرها ،

واين كه من به اين مطلب استدلال كردم كه در بيعت گرفتن ديگران از من ، مظلوم واقع شدم ، مقصودم تو نيستى زيرا تو در اين امر دخالت نداشتى كه مورد خطاب واقع شوى بلكه منظورم ديگران هستند ، كه به من ظلم وستم كردند واين مقدار كه گفتم از باب نمونه ، لازم بود ، چون خواستم جواب سخنان وادعاهاى تو را بگويم . 8 - هشتمين نكته پاسخ حضرت از ادعاى معاوية در بارهء عثمان است كه مدعى شد امام در بارهء أو دشمنى وفتنه‌انگيزى كرده است ، وبا اين كه حضرت بيشتر ادعاهاى قبلي وى را رد مىكند ومىفرمايد : مربوط به تو نيست ، ولى در اين مورد تذكر مىدهد كه بايد جواب اين گفته‌ات را بشنوى زيرا خويشاوندى نزديك با عثمان دارى ، چون هر دو از بنى أمية بودند ، واين گونه سخن از امام بهترين راهنماست بر آن كه بايد هر سخنى را به جايش گفت ودر أموري كه مربوط به انسان نيست دخالتى نبايد كرد . امام ( ع ) اين جا كه مىخواهد پاسخ وى را بيان كند گفتهء أو را به خودش