تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
تحقق مىيابد ، حق با ماست نه با شما واگر چنين نيست پس أنصار بر ادعاى خود باقي هستند ، وتو گمان كردى كه من بر همهء خلفا حسد ورزيدم وستم كردم ، اگر چنين است پس باز خواست آن بر تو نيست كه پيش تو عذرخواهى شود - وآن شكايتى است كه ننگ وعارش از تو ، دور است - وتو گفتى كه مرا مانند شترى افسار ودهنه زدند ومىكشيدند تا بيعت كنم ، شگفتا به خدا سوگند . خواستى مرا نكوهش كنى ، ستايش كردى وخواستى رسوايم كنى ، خود رسوا شدى ، وبر مسلمان تا هنگامى كه در دينش شك ودر يقين وباورش ترديد نباشد ننگ وعيبى نيست كه مظلوم وستمديده واقع شود ، روى سخنم از بيان اين استدلال به غير توست ، اما به مقدار آنچه پيش آمد براي تو اظهار داشتم . چون در بارهء امر ميان من وعثمان مطلبي بيان داشتى لازم است پاسخ آن را بشنوى ، زيرا كه با وى نسبت خويشاوندى دارى ، كدام يك از من وتو ، بيشتر با أو دشمنى كرديم وراه را براي كشته شدنش مهيّا كرديم ؟ آيا كسى كه خواست وى را يارى كند اما أو را از آن كار بازداشت واز أو خواهش كرد كه خوددارى كند ، يا آن كه أو را به يارى طلب كرد ولى أو از ياريش دريغ كرد ومرگ را به سويش كشاند تا قضا وقدر به أو روى آورد ؟ به خدا سوگند چنين نيست
« قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ ، وَالْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
« 4 » » ومن از اين كه به عثمان بر اثر بدعتهايى كه به وجود آورد عيبجويى مىكردم معذرت خواهى نمىكنم ، پس اگر ارشاد وراهنمائيم گناه بود چه بسيار سرزنش شونده كه وى را گناهى نيست وگاهى شخص خيرخواه ونصيحت كننده به علت اصرار أو در نصيحت مورد تهمت وبدگمانى واقع مىشود
« قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي
هامش
( 4 ) سوره احزاب ( 33 ) آية ( 18 ) يعنى : همانا خداوند به حال آنها از شما كه مسلمانها را از جنگ باز مىدارند وبه برادران خود مىگويند : به جانب ما بياييد ، آگاه است وآنها جز زماني اندك به جنگ حاضر نمىشوند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 750 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم