( 57240 - 57215 ) 4 - وبا اين جمله كه ما وشما در تجهيزات جنگى وافراد جنگجو مساوى هستيم ، مىخواهد نشان دهد كه از اين جنگها اگر چه شدت هم داشته باشد ، نگران نمىشود ، واگر خسارت وهلاكتى به وجود آورده ، براي هر دو لشكر مىباشد ، وبه نظر خود ، حضرت را به نوعي ارعاب وتهديد كرده است ، امام در دو جمله چنين أو را جواب مىدهد :
الف - تو در استحقاق داشتن خواستهات شك وترديد دارى ومن به استحقاق خود يقين وباور دارم .
ب - ومردم شام نسبت به دنيا از مردم عراق ، نسبت به آخرت حريصتر نيستند .
بيان جملهء نخست آن است كه تو ، در بارهء امرى كه آن را طلب مىكنى ، شك دارى كه آيا مستحق آن هستى يا نه ، اما من نسبت به آن يقين دارم وهر كس كه نسبت به مطلوب خود شك دارد ، در مبارزهء براي بدست آوردنش كوشاتر از كسى كه به خواستهء خود يقين دارد ، نيست : نتيجة اين كه تو در امر مشكوكت كوشاتر از من بر آن چه يقين دارم نيستى ، معنا ومفهومش آن است كه من در كار خود از تو كوشاتر وسزاوارترم كه غالب شوم ، چون داراى بصيرت ويقين مىباشم ، پس يكسان بودنى كه معاوية مدعى بود با اين ترجيح كه امام فرمود ، تكذيب مىشود .
بيان جملهء دوم : امام مىفرمايد : شاميان كه منظورشان از جنگ ، دنياست ، هرگز از أهل عراق كه براي خدا وآخرت مىجنگند در رسيدن به مقصود خود حريصتر وكوشاتر نيستند ، بلكه اينها كه مطلوبشان آخرت است كه أفضل واشرف از دنياست وهم به حصول آن يقين دارند در به دست آوردن محبوب خود ، بسيار كوشاتر از آنها هستند كه براي دنياي ناپايدار مىجنگند واميد به جايى ندارند ، چنان كه خداوند حالت اين گونه مردم را بيان مىفرمايد :
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 672
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٧٢