تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
حضرت درخواست ابقاى بر فرمانروايى شام كرد وچنان كه نقل شده عبد اللَّه عباس به امام عرض كرد يك ماه ايالت شام را به أو واگذار تا بيعت كند وسپس براي هميشه أو را بردار ، زيرا پس از آن كه با تو بيعت كرد ودر فرمانرواييش ظلم وجور پيشه كرد ، بهتر مىتوانى أو را بر كنار كنى ، امام در پاسخ ابن عباس فرمود : خير ، هرگز ستمكاران را همكار خود قرار نمىدهم ، ونيز روايت شده است كه مغيره بن شعبه به امام عرض كرد : تو خليفه‌اى وأطاعت خالصانهء مردم از تو لازم است ، فعلا معاوية وساير فرمانداران را بر سر كارهايشان بگذار تا بعد كه أطاعت آنان مسلّم شد ولشكريانت منظم شدند ، اگر خواستى مىتوانى هر كدام را بردارى وديگرى را بجايش بگذارى واگر خواستى هر كدام را در همان جا به حال خود مىگذارى ، امام ( ع ) در جوابش فرمود : باشد تا فكر كنم ، مغيره آن روز از نزد حضرت بيرون رفت ، اما فردا كه آمد نقشهء خود را عرض كرد وگفت : نظر من آن است كه تمام عمّالت را بر كنار كنى تا معلوم شود كه چه كسى از تو أطاعت مىكند ودر فرمانروايى خود استقلال بيابى واز نزد حضرت خارج شد ، پس از رفتن أو ، ابن عباس آمد وامام ( ع ) دو انديشهء متناقض مغيره را براي أو بيان فرمود ، ابن عباس كه رأى أول أو را پسنديد عرض كرد : حرف ديروزش از روى صداقت وخيرخواهى بود ، اما امروز در حق شما نيرنك به كار برده است ، ناگفته نماند كه نظريهء دنياپسند ومعقول براي حفظ موقعيت وبه دست آوردن قدرت حكومت همان بود كه ابن عباس هم پذيرفت ، اما أمير المؤمنين كسى نبود كه در أمور ديني حتى در كوچكترين امرى سهل انگار وبىتفاوت باشد ، وبه دليل اين كه باقي ماندن معاوية وأمثال أو بر سمتها وكارهايشان ، انحراف از مسير حق وتصرفات نامشروع در أمور ديني وپايمال كردن حقوق جامعهء اسلامى وانساني را در پى داشت ، حاضر نشد يك لحظه اين امر را بپذيرد ، اين بود كه درخواست معاوية را ردّ كرد وأو را بر