تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
امارت شام برقرار نگذاشت ، وچون نخستين مرحله كه درخواست وى را نپذيرفت وأو را بر حكومت شام ابقا نكرد تنها به منظور أطاعت از فرمان الهى بود ، نه از روى هوا وهوس ، بار دوم هم كه معاوية نامه نوشت ، با آن كه جنگهاى پى در پى ، آن چنان عرب را فرسوده كرده وبسيارى از مهاجران وأنصار را از بين برده بود ، التماس وخواهش وى تغييرى در موضع‌گيرى حضرت به وجود نياورد ، بلكه همان پاسخ أول را كه منع از امارت شام بود به أو داد وفرمود : چنين نيست كه آنچه ديروز از تو منع كردم ، امروز آن را به تو بدهم چرا كه دليل بر منع گذشته ، كه حفظ حريم اسلام بود ، پيوسته باقي وبرقرار است . 3 - مطلب سوم كه در نامهء معاوية وجود داشت ، يادآورى در بارهء ضعيف شدن سربازان واز بين رفتن مبارزان بود ، وچون حفظ وجود اين نيروها براي تقويت اسلام ، امرى است واجب ، لذا معاوية فريبكارانه به اين مطلب متوسل شده ونزد حضرت التماس كرده وأو را به نگهدارى آنان وأدار فرموده است ، اما ، امام در پاسخ مىگويد : ( 57214 - 57202 )

الا ومن اكله الحق فإلى النار ،

اشكالى ندارد ، هر كسى را كه حق بكشد سر وكأرش با آتش دوزخ است ، اين جمله در حقيقت كبراى قياس مضمرى است كه صغرايش به دليل روشن بودن حذف شده است وتقدير آن چنين است : اين لشكريانى را كه ما كشته‌ايم حق ، آنان را كشته است زيرا أهل باطل بوده‌اند ، وهر كس را كه حق بكشد ، باز گشتش به آتش است ونتيجه‌اش اين مىشود : پس هر كس از اين گروه كشته شده ، سرانجامش دوزخ است ، واين نتيجة كه از اين قياس به دست مىآيد خود در حكم صغراى قياس مضمرى است كه كبرايش اين مىشود : هر كس سرانجامش دوزخ است ، پس ، نه نگهدارى وحفظ وى جايز است ونه براي فقدانش افسوس خوردن لازم مىباشد .