تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
چه امرى است خارج از ذات ، اما منشأ آن نيكو پذيرفتن اسلام وداشتن نيّت حق وصداقت باطني است كه امرى نفساني مىباشد وپستى ورذيلت طرف مقابلش امرى عارضى وغير ذاتي است اما اين ويژگى براي هر دو طرف عميقتر از ويژگى نخست مىباشد زيرا در هر دو طرف حقيقتي است كه در نسل گذشته واقع شده وآن واقعيت براي نسل بعد در يك طرف مايهء افتخار ودر طرف ديگر مايهء شرمسارى است . 3 - امتياز ديگر ، شرافت وى از جهت سلامت وروشن بودن نسب است بر خلاف معاوية كه زنازاده است ونسبى ناسالم دارد ، اين فرق از دو اعتبار بالا نزديكتر است چون ملازم با طرفين است ونمىتوان آن را از خود بر طرف كرد . 4 - راه امام بر حق است وآنچه مىگويد وباور دارد ، درست ومطابق با واقع است ، وراه وعملكرد دشمنش راه باطل ونادرستى است واين دو ويژگى در هر دو طرف از امتيازات بالا به هر كدام نزديكتر است زيرا شرافتش از كمالات نفساني ورذالتش نيز مربوط به امرى باطني است . 5 - بالاترين ونزديكترين امتياز امام ، شرافت ايمانى وى مىباشد كه ايمان حقيقي كامل كنندهء تمام جهات ديني ونفساني است ، وبىفضيلتى دشمنش به اين دليل است كه داراى باطني خبيث مىباشد كه همراه با نفاق وصفات زشت هلاك كننده است ، وظاهر است كه اين دو خصيصهء متقابل در يك طرف نزديكترين كمالها ، ودر طرف ديگر نزديكترين زشتيها براي آدمي است ، اين كه در شمردن امتيازات وفرقهاى ميان خود ودشمنش به ذكر فضايل ورذايل نسبى وخارج از ذات آغاز فرمود به اين علت بود كه براي طرف مقابلش ونيز براي بقيهء افراد جامعهء آن روز ، امرى مسلم وروشنتر از أمور باطني ونفساني بوده وپس از آن كه ويژگيهاى ناپسند دشمنش را بيان داشته ، اشاره به اين كرده است كه وى در اين كارهاى خلاف ، وصفتهاى زشت پيرو نسل گذشته‌اى است كه به جهنم رفته ودر آتش كيفر الهى گرفتار است ودر همان عبارت به بدگويى ومذمت خود أو پرداخته مىگويد :