تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
كبراى استدلال اين مىشود كه مردم با هر كس از روى ميل واختيار بيعت كردند ، روا نيست بيعت أو را نقض كنند وبا أو از در جنگ در آيند به دليل اين دو آية كه ذكر شد . در نسخهء مرحوم رضى عبارت امام مستكرهين به كسر « را » آمده است يعنى ناخوش دارندگان ، وقتي مىگوييم استكرهت الشيئى ، يعنى آن را خوش نداشتم . ( 55510 - 55478 )

واعلموا . . . المرجل ،

امام ( ع ) در اين سخن أهل كوفه را آگاه مىكند كه مردم مدينه ، از اين كه شما براي آشوب وجنگ با من آمده‌ايد ، پريشان حال ونگرانند ، ومىخواهد بگويد كه همچون برادران با ايمان خود به امامشان بپيوندند ، احتمال مىرود كه منظور از دار الهجرة ، سرزمينهاى اسلامى باشد ، وواژهء قلع كناية از اين باشد كه مردم تمام سرزمينهاى اسلامى از اين آشوبگرى در اضطرابند ودلهايشان از گسترش يافتن آن مشوش مىباشد ، ودلهاى مردم را به سبب ناراحتى وجنب وجوش در اين فتنه ، تشبيه به ديگ در حال جوش كرده واز اين رو ، واژهء جيش را كه به معناى غليان است براي آن استعاره آورده است ، وبا ذكر آشوب وجنگ واين كه فتنه بر مدار خود قرار گرفته است مردم را براي مبارزه عليه آن كوچ داده واز اين رو دستور مىدهد كه به سوى فرمانروايشان كه خود حضرت است بشتابند وبراي جهاد با دشمن شتاب كنند ، وپيش از اين دانستى كه وجه استعارهء سنگ آسياب براي جنگ ، آن است كه جنگ در گردش خود اهلش را مىچرخاند ونابود مىكند ، چنان كه سنگ آسياب دانه را مىگرداند وآرد مىكند . توفيق از خداست .