تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
داشت وروايت شده است كه عثمان موقعى كه در محاصره بود مىگفت : واي بر من از پسر حضرميّه يعنى طلحه ، ديروز چقدر به أو دينارهاى طلا بخشيدم ولى أو ، امروز مىخواهد خون مرا بريزد ومردم را عليه من تحريك مىكند ، خدايا أو را به مقصودش مرسان وسزاى ستمگريش را بر أو وارد كن ، ونقل شده است كه وقتي عثمان مهاجمان را مانع شد ونگذاشت از در خانه‌اش وارد شوند ، طلحه آنها را از در خانهء يكى از أنصار هدايت كرد واز آن جا آنان را به پشت بأم برد وتوانستند خانهء عثمان را در محاصره قرار دهند ، ونيز نقل شده است كه مروان در جنگ جمل گفت : به خدا سوگند از طلحه در بارهء خون عثمان انتقام خواهم گرفت وهر گاه أو را ببينم به قتلش مىرسانم وبالآخرة روزى تيرى رها كرد و ، وى را كشت ، ودر بارهء زبير نيز نقل شده است كه پيوسته مىگفت : بكشيد عثمان را كه دينتان را دگرگون كرده است ، بعضي به أو گفتند : پسرت كه دم در ، از أو حمايت مىكند ؟ گفت به خدا قسم راضيم كه عثمان كشته شود اگر چه پسرم پيشمرگ أو شود ، خلاصه اين كه حال اين دو نفر در وأدار كردن مردم به قتل عثمان چيزى است كه جملگى برآنند اما از عايشه نقل شده است كه دمادم مىگفت نعثل « 1 » را بكشيد خدا نعثل را بكشد ، واما خشمى كه عايشه بطور بىسابقه نسبت به عثمان پيدا كرد ، دليل ظاهرش آن است كه وى أموال مسلمانان را در اختيار بنى أمية وخويشان نزديك خود قرار داده بود ، كه ساير مردم را نيز ، همين امر بر أو بدبين كرد ، وعليه أو برخاستند ، وبدعتهاى ديگر هم ، اين مطلب را كمك مىكرد ، روايت شده است ، كه روزى عثمان بر منبر بالا رفته بود ، در حالي كه جمعيت فراوان در مسجد نشسته بودند ، عايشه از پشت پرده با دست خود يك جفت نعلين وپيراهنى را نشان داد وگفت : اينها
هامش
( 1 ) نعثل نام يهودي ريش دراز احمقى بود ، در مدينه كه عايشه عثمان را به أو تشبيه كرده بود . ( مترجم )