( فلتة ) : ناگهانى ، وبدون فكر وانديشه ( قلع النزل باهله ) : آب وهواي خانه به ساكنانش نساخت ، وباعث تنفر طبع آنان شد ، پس براي جاى دادن آنان در خود صلاحيت نداشت .
( أتيح ) : قدرت وتوانايى بر أو پيدا شد ( قلعوا به ) : اهلش در آن استقرار نيافتند وثبات نگرفتند ( جاشت القدر ) : ديگ به جوش آمد ( مرجل ) : ديگ مسى
[ ترجمه ]
« از بندهء خدا علي ( ع ) فرمانرواى مؤمنان به مردم كوفه يارى كنندگان بزرگوار ومهتران عرب ، پس از حمد خدا ودرود بر پيامبر أكرم من اكنون آن چنان شما را از امر عثمان آگاه مىكنم تا ببينيد آنچه را كه در بارهء وى مىشنويد : مردم ، موقعى عثمان را مورد طعن وسرزنش قرار داده بودند كه من از مهاجران بودم وبسيار خواستار خوشنودى جامعه از أو بودم وكمتر وى را سرزنش مىكردم ، اما طلحه وزبير ، آسانترين رفتارشان در بارهء أو ، تندروى وآهستهترين آوازشان بسيار رنجآور بود ، وعايشه نيز بطور بىسابقه بر أو خشم گرفت ، بنا بر اين گروهى بر أو شوريدند ووى را به قتل رساندند ، سپس بدون اكراه واجبار بلكه با ميل واختيار با من بيعت كردند . بهوش باشيد كه سراى هجرت از اهلش خالى واهلش از آن دور شدهاند ، ومانند جوشيدن ديك به جوش وخروش آمده وآشوب بر مدار تباهكارى خود قرار گرفته است ، پس به سوى فرمانرواى خود بشتابيد وبراي جنگ با دشمنان بكوشيد ، ان شاء اللَّه . »
[ شرح ]
( 55418 - 55391 ) اين نامه را حضرت در وقتي نوشت كه بر سرچشمهء آب گوارايى در بين راه بصره فرود آمده بود ، وهمراه فرزندش امام حسن وعمّار ياسر آن را ارسال فرمود ، رحمت خدا بر أو باد .
امام ( ع ) در آغاز سخنان خود أهل كوفه را ستوده است تا ايشان را به منظور جنگ با أهل بصره ، به يارى خود وأدار كند ، آنان را بطور استعاره جبههء