3 - سوم از اين صفات پيروى كردن برّ ونيكى ، ظاهر آن است كه منظور از كلمهء برّ چيزى است كه خداوند در قرآن مىگويد :
« لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ
. . .
وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى
« 54 » » كه مراد از اين دو نيكى ، كمال ايمان وتقوا ، وكارهاى درست است ومعناى عبارت طاعة البرّ ، همراه داشتن اين افعال واعتقاد به وجوب آن مىباشد ، احتمال ديگر چنان است كه معناى آن پيروى كردن امر به نيكى است وچون معناى امر از قرينه معلوم بوده است لذا آن را حذف كردهاند وگاهى از لفظ برّ ، عفت اراده مىشود وبه اين اعتبار نقطهء مقابل آن فجور وگناه خواهد بود احتمال ديگر آن كه مراد از برّ نقطهء مقابل عقوق باشد كه عبارت از شفقت ومهربانى به خويشان ونيكى به پدر ومادر مىباشد واين نيز از فروع وشاخههاى عفت است .
4 - خصلت ديگرى كه امام بيان فرموده است مخالفت با تكبر است يعنى دورى كردن از آن كه از باب مجاز اسم سبب را كه عصيان است برده است ومسبب را كه دورى باشد اراده كرده است يا منظور معصيت كردن در برابر امر به تكبر است كه كناية از فروتنى وتواضع مىباشد واين نيز فضيلتى است از شاخههاى عفت ومعصيت در اين مورد در مقابل أطاعت است .
5 - خصلت ديگر كه بايد مايهء فخر ومباهات آدمي باشد ، كامل ساختن شرافت وفضيلت ومداومت به آن مىباشد ، احتمال ديگر در معناى فضيلت بخشش واحسان نسبت به ديگران كه جود وبخشش نيز صفتي است از فروع عفت .
هامش
( 54 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 176 ) ، يعنى : نيكى آن نيست كه روهاى خود را به سوى مشرق ومغرب بگردانيد ، بلكه نيكى آن است كه ايمان به خدا آوريد . . . وچنين اشخاص پرهيزكارانند ، ولى نيكى داشتن تقوا وپرهيزكارى است .