[ شرح ]
( 44873 - 44850 )
ولقد نظرت . . . بمعذّبين ،
در اين عبارت امام ( ع ) أصحاب خود را مورد سرزنش قرار مىدهد ، زيرا مىبيند كه آنها در بارهء أمور نادرستى تعصب مىورزند ، بدون اين كه هيچ سودى بر آن مترتب باشد واين امر باعث برانگيختن فساد وآشوب در جامعه مىشود ، وكلمهء إلّا دلالت مىكند بر اين كه در تمام ملتها هر كس بر چيزى ببالد ودر بارهء آن تعصب ورزد به خاطر امرى ودليلي است كه آن را مايهء فخر ومباهات آن قرار مىدهد ، نهايت امر آن است كه يا مطلب را آن چنان بر خلاف جلوه داده است كه بىخبران از أصل قضيّه ، آن را درست خيال مىكنند ويا دليلي كه آورده مىشود ، براي سفيهان وكم خردان ، دلچسب مىنمايد . بالآخرة اين امرى است مطابق مقتضاى عقل وخردمندى ، زيرا ترجيح بدون مرجح ، عقلا محال است . تقدير وخلاصهء معناى عبارت اين است كه هيچ كس را نديدم كه در امرى تعصب ورزد مگر اين كه تعصبش به علتي ودليلي بوده است .
غيركم ، اين كلمه استثنايى از معناى اثبات در جمله است ومفيد حصر ، مىباشد ، گويا حضرت چنين فرموده است : هر كس را كه به امرى مباهات مىكند ، ديدم دليلي براي خود دارد مگر شما كه هيچ دليلي نداريد .
( 44900 - 44874 )
تتعصّبون لامر ما يعرف له سبب ولا علّة ،
منظور از عدم دليل در اين جا آن است كه هيچ كدام از دو دليل مذكور در عبارت قبل ، براي شما وجود ندارد ، نه دليلي كه حد أقل امر را بر نادانها مشتبه سازد ، ونه علتي كه در نظر سفيهان دلچسب باشد ، وحضرت در اين عبارت هر دليلي را بطور كلى واز همهء آنان نفى نفرموده است . چرا كه جهّالشان براي تعصب خود علتي داشتند وآن فخر ومباهات به انساب بود كه همين امر باعث ايجاد فتنه وفساد مىشد ، نهايت امر چون دليلشان هيچ يك از خصوصيات بالا را نداشت امام از آنها نفى دليل كرد .
امّا إبليس : امام ( ع ) پس از سرزنش كردن ياران خود كه بدون دليل منطقي با نسبهاى پوشالى خود كبر وتعصب ورزيدند ، به بيان علل وأسباب آن پرداخته
و