تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
ستمگران ومتكبران وعدهء عذاب وسرانجام بد داده است به اين دليل امام ( ع ) ظلم در اين سرا وعاقبت سوء اخروى آن را سبب ترس از كيفر الهى دانسته است .

فإنّها مصيدة إبليس ،

ضمير مؤنث به قول مرحوم سيد فضل اللَّه راوندى بر مىگردد به مجموعهء بغى وظلم وكبر كه از عبارتهاى قبل استفاده مىشود اما ديگران گفته‌اند مرجع آن كبر است واين كه مؤنث آورده شده به اعتبار كلمهء مصيده است وكبر را به اين دليل شكارگاه إبليس خوانده‌اند كه هر كس در آن داخل ومتصف به آن شود از حزب شيطان محسوب شده ودر قبضهء أو واقع مىشود چنان كه صيد در تور وريسمان شكارچى قرار مىگيرد وآن را با صفت عظمت ياد كرده است زيرا بسيار نيرومند است ومستلزم رذيله‌هاى اخلاقى بسيار مىشود ونيز آن را به عنوان كيد ومكر بزرگ متصف كرده به دليل اين كه اين صفت ناپسند سبب قوى ونيرومندى براي كشاندن انسان به باطل ودور ساختن أو از راه خدا مىباشد چنان كه كار خدعه ونيرنگ وفريب اين است . واژهء مساوره را كه به معناى حمله‌ور شدن وغلبه يافتن است براي استعاره آورده است به اعتبار اين كه گاهى اين صفت به اين طريق بر نفوس آدميان چيره مىشود كه خود را در نظر آنان نيك جلوه مىدهد وچنان آنها را تحت تأثير مىگيرد كه آن را به جان مىپذيرند وگاهى بر عكس ، نفس بر آن غلبه كرده وبا نيروى خود وسوسهء آن را دفع مىكند وچنان كه در حالت أول غلبه از جانب كبر بود ، در اين حالت غلبه از جانب نفس است كه تحت تأثير آن واقع نمىشود . سپس امام حمله‌ور شدن اين صفت ناپسند كبر را بر دلها ونفوس ، تشبيه به وارد شدن سموم كشنده كرده است كه باعث مرگ جسم طبيعي مىشوند ودر اين عمل خود هيچ گونه خطايى نمىكنند ، يعنى در اين مورد هم ، چنان نيست كه عقل بتواند كبر