تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
كامل شده است واحتمال سوم آن است كه منظور از ميوهء دلها ، چيزهاى خوب وپسنديده‌اى است كه از هر جا به مكّه آورده مىشود چنان كه خداوند در قرآن مىفرمايد
« وَقالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى
« 49 » » ودليل اضافه شدن ثمار به افئده آن است كه اين أمور محبوب ومطلوب دلهاست ، ودر جاى ديگر مىفرمايد
« رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ
« 50 » » وچون واژهء هوى كه به معناى ميل داشتن است استعاره مىباشد ، كلمهء مهاوى خواستگاهها را برايش ترشيح آورده زيرا هر خواستنى خواستگاهى لازم دارد ، ولغت عميقه صفت براي فجاج است كه در قرآن مىفرمايد :
« يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ
« 51 » » صفت گودى براي راه وصول به مكّه به علت طولانى بودن راه مكة است واين كه از دورترين شهرها به آن سرازير مىشوند وجزيره‌هاى منقطعة به اين دليل است كه دريا آنها را احاطه كرده واز بقيهء قسمتهاى زمين جدايش ساخته است كلمهء حتّى براي غايت وبه معناى لام است وتعبير لرزش شانه‌ها ، كناية از حركات در حال طواف مىباشد زيرا لازمهء حركت سريع مىباشد . واژهء ذللا جمع ذلول به معناى رام منصوب وحال براي ضمير مستتر در فعل تهرّ مىباشد ، وبعضي گفته‌اند ممكن است حال از مناكب باشد وجملهء يهلّلون نيز در محل نصب است بنا بر حاليت وشعثا وغبرا هم حال از ضمير در يرملون مىباشد وعبارت انداختن پيراهنها پشت سرشان كناية از نپوشيدن آنهاست واين كه زيباييهاى خود را با آزاد گذاشتن موهايشان زشت كرده‌اند ، به دليل آن است كه تراشيدن وكندن وپاك
هامش
( 49 ) سوره قصص ( 28 ) قسمتى از آية ( 56 ) ، يعنى : أنواع نعمت وثمرات به سوى مكة آورده مىشود . ( 50 ) سوره إبراهيم ( 14 ) قسمتى از آية ( 36 ) يعنى : خدايا دلهاى مردم را به سوى آنها مايل گردان ، وبه أنواع ثمرات آنان را روزى ده . ( 51 ) سوره حج ( 22 ) قسمتى از آية ( 26 ) يعنى : از ميان تمام دره‌هاى عميق وراههاى وسيع به سويش مىآيند .