تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
پشت سر خود سوار مىكرد به اين دليل نبود كه اسبى براي سواري نداشته باشد يا غلامش أطاعت از أو نكند وپياده وى را همراهى نكند أو اين اعمال را از ناچارى وناتوانى انجام نمىداد زيرا از طرف خداوند اختيار تمام جهان به دست أو بود ، اما به خاطر زهد نسبت به دنيا ودورى جستن از لذتهاى آن اينها را برگزيد . بايد بدانى كه رسيدن به اين كمالات جز با روى گرداندن از دنيا محقق نمىشود ، به همين دليل پيامبر ( ص ) به منظور رسيدن به كمال اشرف وبرتر ، لذتهاى پست دنيا را بدور افكند ، وبه همين سبب حضرت رسول آن اندازه به عبادت مىايستاد كه پاهايش ورم كرد ، وقتي كه از آن حضرت پرسيدند : يا رسول اللَّه تو را كه خدا مژدهء بهشت داده چرا اين همه خود را به زحمت مىاندازى ؟ پاسخ داد ، مگر من نبايد بندهء شاكرى باشم ؟ اين مطلب را پيامبر به اين دليل بيان فرمود ، كه مىدانست خصيصهء سپاسگزارى بر علوّ درجاتش مىافزايد ، ودر صورتي كه اشرف أنبيا وأعظم آنان چنين حالتي داشته باشد ساير پيامبران را خود مىتوانى قياس كنى وتوجه خواهى كرد كه شرط رسيدن به مقامات عاليهء وحى ورسالت ولياقت براي تلقّى خبرهاى آسمانى ، آن است كه دنيا وسرگرمى به آن را ترك كنند ، پس اگر خداوند آنان را فرو رفته در دنيا مىآفريد وراههاى رفاه مادي را بر روى آنها مىگشود ، به آرايشهاى دنيا ولذتهاى آن مشغول مىشدند واز توجه به آستان جلال ربوبي غفلت مىكردند رابطهء وحى الهى وخبرگزارى آسمان از ايشان قطع مىشد واز مقام ومرتبهء سفارت پروردگارى پايين مىآمدند . بعضي از شارحان نهج البلاغة گفته‌اند ، مقصود امام ( ع ) از عبارت : اضمحلال الأبناء اين است كه وعد ووعيد از ميان مىرفت وخبري از أوضاع بهشت وجهنم وويژگيهاى رستاخيز به ما نمىرسيد كه اين خود از پىآمدهاى از بين رفتن مقام نبوت ورسالت مىباشد .