( 44302 - 44297 )
4 - ولكان لا يجب للقابلين أجور المبتلين ،
يعنى اگر اولياى خدا وپيامبران الهى در آسايش ورفاه بسر مىبردند ، براي كساني كه دستورهاى آنان را بپذيرند ، پاداش آزمايش شدگان نبود ، ونيز خود پيغمبران از اجر ومزد صبر بر گرفتارى وآزار وتكذيب مخالفان نصيبي نمىبردند زيرا چنان كه قبلا بيان شد در اين صورت نه آزمايشى وجود داشت ونه مخالفى پيدا مىشد .
( 44308 - 44303 )
5 - وكان لا يستحقّ المؤمنون ثواب المحسنين ،
ونيز در اين صورت ، گروندگان به پيامبران ، شايستهء ثواب نيكوكاران وأهل احسان نمىشدند ، زيرا محسنين كساني هستند كه با شيطان مبارزه كنند وصفات رذيلة را از خود دور سازند ونفس خويش را به فضايل بيارايند وبراي خدا ايمان آورند اما ايشان كه يا از روى تمايلات نفساني به أمور مادي ويا از ترس وهيبت دنيوي به پيامبران گرويدهاند نه ايمانشان همراه با اخلاص است ونه جزء أهل احسان ونيكوكاران مىباشند .
( 44313 - 44309 )
6 - ولا لزمت الأسماء معانيها « 44 » ،
ششمين امرى كه در صورت تحقق شرط ياد شده لازم مىآيد آن است كه نامها وعناوين اشخاص با معنايش تطبيق نخواهد داشت ، از باب مثال اگر به كسى مؤمن گويند حقيقت ايمان بر وى صدق نمىكند زيرا تنها با زبان ايمان آورده واز روى ترس يا هواي نفساني است نه از روى اخلاص وقلب پاك وهمچنين است عنوان زاهد ومسلمان ، بلكه عنوان پيامبر ونبي ورسول نيز چنين است به دليل اين كه در اين حال چنان كه گفته شد حقيقت نبوت ورسالت از آن شخص قطع شده است خلاصه اين كه أسماء بدون مسميّمات خواهد بود ، با ذكر اين لوازم ششگانه ، مقدمهء دوم وكبراى قياس مذكور روشن وخلاصه اين مىشود كه اين قضية ، شرطية متصله است
و
هامش
( 44 ) در كلمهء أسماء دو وجه جايز است نصب آن بنا بر اين كه مفعول باشد ومعانيها فاعل وجه دوم مرفوع باشد چنان كه در نسخهء سيد رضى آمده است ولى در معنا هر دو يكى است .