مقدم آن از لو أراد اللَّه تا الأرض « 45 » مىباشد .
( 44344 - 44314 )
ولكن اللَّه سبحانه جعل رسله . . . اذى ،
پس از بيان برهان واستدلال بر اين كه چرا خداوند اولياى خود را از ثروتمندان وأهل رفاه قرار نداد به اثبات مزيتى پرداخته است كه در عوض آن محروميتها امتيازى به ايشان عطا فرموده است ، وآن عبارت از نيروى تصميم وعزم راسخ براي تبليغ رسالت مىباشد وبه اين دليل آنان را أولو العزم مىگويند كه عزم خود را جزم مىكنند وبا كمال قدرت در برابر آزار مخالفان مقاومت مىكنند مىجنگند ومىكوشند تا دين خدا را به حاكميت بنشانند هر چند در ظاهر جزء مستضعفان وأهل مسكنت وقناعت مىباشند وبا گرسنگى وبرهنگى مىسازند .
در متن عبارت ، امام ( ع ) مىفرمايد : خدا به اولياى خود ارادهاى قوى وظاهري ضعيف وفقير داد امّا با قناعتي كه قلبها وچشمها را پر از بىنيازى مىكرد صفت پر كردن كه براي قناعت آورده است به اين اعتبار است كه قناعت آن چنان آنان را بلند طبع وبىنياز مىكند كه هيچ توجهى به تمتّعات دنيا نشان نمىدهند وگويا چشم ودلشان پر شده وجايى براي كالاهاى دنيا ندارد كه مورد طلب ودرخواست واقع شود ، ونيز اين ويژگى را براي فقر وبينوايى هم آورده است ، واين بدان علت است كه گرسنگى زياد باعث ناتوانى وآزار چشم وگوش مىشود وگويا آن چنان چشمها وگوشهاى مردان خدا را فرا گرفته است كه پر شده وجا براي چيز ديگرى در آن پيدا نمىشود وتمام اينها آدمي را مستعدّ وصول به كمال مىكند زيرا كه بارها گفته شده است كه شكمبارگى هوشيارى را
هامش
( 45 ) وتالي آن از لسقط البلاء تا معانيها مىباشد ، پس نتيجة آن است كه اگر به اراده خداوند اين أمور به أنبيا تعلق مىگرفت ، وقوع تمام اين مفاسد لازم مىآمد سپس كلام را به استثناء نقيض تالي اين نتيجة براي استثناء نقيض مقدم آن ارجاع داد ، ونقيض تالي آن است كه اين مفاسد وجود نداشته وسزاوار بوجود آمدن نيز نمىباشد ، پس به آنها اين أمور را اراده نكرده است .