تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
است پس نسبت قبيح به خدا داده است واين گونه انسانها در اين كار پيرو إبليس مىباشند زيرا أو گفت چگونه بشرى را سجده كنم كه أو را از مادهء پست آفريده‌اى واين آفرينش را كه از ناحيهء خداست ناپسند دانست . ( 43960 - 43954 )

وجاحدوا اللَّه ما صنع بهم ،

يكى ديگر از ويژگيهاى اين اشخاص آن است كه نعمتهاى الهى بر خود را انكار مىكنند وبه دليل غفلت از حقّانيت خداوند توجهى به نعمتهاى فراوان أو بر خود ندارند ودر نتيجة شكر وسپاس وى را انجام نمىدهند ، وچون شكر وسپاس حكايت از اعتراف به نعمت دارد ، جحد وناسپاسى نيز دليل بر غفلت آنان مىباشد وبه تعبير ديگر سپاسگزارى در برابر نعمت منعم به دو طريق امكان پذير است ، نخست اين كه بطور آشكار با زبان در پيش صاحب نعمت اعتراف به احسان وى كند وطريق ديگر آن است كه در مطالبى كه بر زبان مىراند ويا كارهايى كه انجام مىدهد رضايت وخشنودى منعم را فرآهم سازد وموافقت أوامر ونواهى وى را مورد توجه قرار دهد ، وهنگامى كه هيچ كدام از اين دو طريق تحقق نيافت وترك شد كفران نعمت وانكار آن لازم مىآيد . اين شرح مربوط به انكار وناسپاسى از ناحيهء أكابر واين رهبران نالايق بود اما به اين دليل كه فعل جاهدوا ، از باب مفاعله است كه مفيد اشتراك وكار طرفينى است ظاهرا از طرف خداوند هم بايد چنين عملي از عبارت اراده شده باشد ، ولى آنچه از ناحيهء حق تعالى تصور مىشود آن است كه ناسپاسى وانكار آنها را ناديده گرفته وپيوسته نعمتش را بر آنان مىافزايد وبه اين سبب ايشان را به ياد نعمتهاى خود در حق آنان مىاندازد . حرف « ما » در عبارت بالا ، مصدريه است ونيز ممكن است كه موصول وبه معناى الذي باشد كه عايد صلهء آن حذف شده وتقدير آن ما صنعه بهم است . ( 43965 - 43961 )

مكابرة لقضائه ،

اينها اين ناسپاسى را به منظور مخالفت حكم حق تعالى