سرزنش مىفرمايد ومورد مذمت وبدگويى قرار مىدهد « وَقالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَكُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ، رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً » « 33 » وموقعى كه پيروان شياطين با پيشوايان خود ، در جهنم قرار مىگيرند با آنان مخاصمه مىكنند ومىگويند : « تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ » « 34 »
( 43948 - 43941 )
الذين تكبّروا عن حسبهم وترفّعوا فوق نسبهم ،
در اين عبارت ، حضرت دليل عدم شايستگى كبراء وسردمداران را براي پيروى كردن آن دانسته است كه اينها تكبر ورزيده ومدّعى رياست ورهبرى شدهاند به علت اين كه أصل ونسب خود را كه گل ولاي بي ارزش وآب پست وگنديده است از ياد بردهاند ، واگر توجه به أصل وريشه ومادهء وجودي خود مىداشتند مىبايست كمال تواضع داشته باشند ، چنان كه گفتهاند : چه افتخارى است كسى را كه مايهء اوّليش نطفه وسرانجامش مردار است وقادر نيست جلو آورد آنچه را كه مطلوب اوست وبه تأخير اندازد امرى كه ناپسند وى مىباشد .
( 43953 - 43949 )
وألقوا الهجينه على ربهم ،
خصوصيت ناپسند ديگر اين رهبران ناشايست آن است كه آنچه از ويژگيهاى انساني كه به نظرشان زشت وناپسند مىآيد به خدا نسبت مىدهند مثل اين كه يكى بر ديگرى فخر ومباهات كند وبگويد : من عربم وتو عجم هستى وبه دليل اين كه صفت عجمي را عيب مىداند براي آزردن طرف مقابل اين حرف را مىگويد وچون اين امر مربوط به خداوند
هامش
( 33 ) سوره احزاب ( 33 ) آية ( 47 ) ، يعنى : روز قيامت أهل عذاب مىگويند : پروردگارا ما از پيشوايان وبزرگان خود پيروى كرديم وآنان ما را به گمراهى كشاندند ، پس خدايا عذاب آنان را دو چندان كن وآنها را مورد لعنت خود قرار ده .
( 34 ) سوره شعرا ( 26 ) آيههاى ( 96 و 97 ) ، يعنى : به خدا سوگند ، ما در گمراهى بسيار آشكار بوديم ، كه شما را مانند خداى جهان پرستش مىكرديم .