تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
كه لازمهء آن است براي آنان خوب جلوه داده وچنان وانمود مىكرد كه از صفات نيكوتر وسودمندتر مىباشد ، وبالآخرة اين ظاهر فريبيها چه بسا كه سبب افتادن آنها در تاريكيهاى ناداني وچاههاى هولناك گمراهى بوده است . صفت أعناق در موردى به كار مىرود كه شتر موقع راه رفتن گردن خود را بكشد وگامهايش را توسعه دهد واين كلمه در اين جا استعاره از فرو رفتگى كامل آن مردم در تاريكيهاى جهل وسرعت سير آنان در آن وادى مىباشد ولفظ حنادس كه جمع حندس وبه معناى شبهاى بسيار تاريك مىباشد استعاره از تاريكى وظلمت جهل وناداني است ، ومهاوى ( پرتگاهها ) اشاره به آن است كه گمراهى وراههاى انحراف محل سقوط وفرو افتادن از بلنديهاى قلهء كمال ودرجات خوشبختى وسعادت است ، اضافهء جهالت وضلالت به سوى ضمير شيطان از باب اضافهء مسبب به سوى سبب است زيرا شيطان سبب گمراهى وجهل مىباشد . ( 43928 - 43910 ) دو واژهء ذلل وسلس ، جمع ذليل وسلس كه صفت شتر رام ومطيع مىباشند ، منصوب وحال براي ضمير جمع در فعل اعنقوا است يعنى در راه ضلالت وگمراهى شتافتند در حالي كه مطيع وفرمانبردار بودند ، وكلمهء امرا منصوب ومفعول به براي فعل محذوف است كه تقدير آن چنين است فاعتمد امرا . . . پس شيطان أموري را براي پيروان خود پايه ريزى كرد وهمه در مسير آن قرار گرفتند ، وآن أمور عبارت از وسوسه وبر خود باليدن وفرو رفتن در جهل وضلالت است وكلمهء كبرا عطف بر امرا ومفعول مىباشد يعنى تكبر ومفاخره‌اى را در ميان آنان مرسوم ساخت كه از شدت آن ، سينه ، احساس تنگى مىكرد . ( 43940 - 43933 )

الا فالحذر الحذر . . . كبرائكم ،

پس از بيان ذمايم شيطان وعلل آن ، مردم را از پيروى ناآگاهانه ، از سردمداران وبزرگان خود بر حذر داشته است واين مطلبي است كه قرآن هم يادآور شده وخداوند كساني را كه در قيامت جرم گمراهى خود را به بهانهء پيروى از پيشوايان خود مىخواهند از بين ببرند