با خدا وكفر صريح مىباشد زيرا در برابر حق تعالى ايستاد وگفت : آيا براي بشرى سجده كنم كه أو را از گل ولاي كهنه آفريدى ؟ بنا بر اين تكبر وى سبب كفر ، وكفر هم باعث حبط عمل ولعنت شدن أو وخارج شدنش از بهشت شد .
( 43528 - 43520 )
انّ حكمه في أهل السماء . . . لواحد ،
حكم حق تعالى در افاضهء خير وشر ، بر آنان كه استحقاق وآمادگى در برابر اين دو امر دارند ، خواه در آسمان باشد وخواه در زمين ، يكى است وفرقى نمىكند . پى هر كس آمادهء خير يا شرّ است به آن سوى مىرود .
( 43544 - 43529 )
وما بين اللَّه . . . السالمين ،
يعنى ميان أو ، وهيچ يك از آفريدگانش صلح وسازشى نيست كه أو را استثنا كند وآنچه را بر ديگران حرام كرده براي أو مباح سازد زيرا سازشكارى از علامتهاى ترس ونياز است كه هر دو بر خداوند محال وناروا مىباشد .
برخى از شارحان گفتهاند : آنچه از قرآن وروايات در بارهء احباط وبطلان اعمال آمده ، حمل بر آن شده است كه فاعل به بعضي از شرايط لازم فعل اخلال رسانده وآن را چنان كه وظيفة داشته انجام نداده ويا بدون بصيرت ويقين بلكه از روى گمان وتخمين بجا آورده وخلاصه بر وجهي واقع نشده است كه استحقاق ثواب داشته باشد نه اين كه آن را بر وجه صحيح ومستحق ثواب انجام داده وسپس باطل شده باشد ، زيرا اين امرى است كه طبق برهان ودليل عقلي محال وغير ممكن است .
( 43559 - 43548 ) پس از آن كه حضرت مردم را توجه داد كه از سرگذشت شيطان وبدبختيهايى كه به سبب گناه وخود خواهى وتكبر ، بر سرش آمده ، عبرت بگيرند ، هم اكنون آنان را از اين دشمن خدا ، بر حذر مىدارد كه مبادا آنان نيز به اين درد مبتلا شوند . دشمنى أو با خدا ، همان دورى از أطاعت دستورهاى أو ،
و