تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
متوجه به ديگرى است به احتمال ديگر ، معناى كلام امام ( ع ) اين است : آنچه از دنيا به نظر ظاهر ، حاضر وثابت مىنمايد در حقيقت چنان نيست بلكه سيّال ومتغير است زمان حاضرش هم مانند گذشته وآينده‌اش بىثبات وقرار مىباشد . ( 43126 - 43124 )

8 - وطأتها زلزال ،

لگدكوب كردن دنيا ، لرزش واضطراب به وجود مىآورد منظور از لگدكوب ساختن ، مبتلا شدن آدمي به شدايد ومصيبتهاى دنيا مىباشد . زيرا چنان كه اگر حيواني گامهاى خود را بر چيزى بگذارد سنگينى خود را بر رويش انداخته و ، وى را حقير وپست شمرده ، سختيها وگرفتاريهاى دنيا نيز اهلش را اين چنين تحت فشار قرار داده وپست وبىمقدار مىداند ، ومراد از واژهء زلزال اضطراب وناراحتى ودگرگونى أحوال مبتلايان به ناگواريهاى دنيا مىباشد . ( 43129 - 43127 )

9 - عزّها ذلّ ،

عزّتى كه از ناحيهء آرايشها وآرايشگريهاى دنيا ، براي ملوك وپادشاهان وساير أهل دنيا ، حاصل مىشود ، همهء آنها در آخرت عين ذلّت وخوارى است زيرا عزت دنيا سبب انحراف از حقيقت دين وتقوا مىشود كه لازمهء آن ذلّت در پيشگاه حق تعالى مىباشد وبه اين معنا در قرآن اشاره شده است هنگامى كه خداوند متعال گفتار رئيس منافقان را نقل مىكند :
« يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا
« 20 » » چنان كه مفسران گفته‌اند ، كسى كه چنين حرفى گفته ، عبد اللَّه ابىّ رئيس گروه منافقها بوده ومنظورش از عزيزتر خودش واز ذليلتر پيامبر است اما حق تعالى حرف أو را ردّ كرده ومىفرمايد :
« وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ
« 21 » » .
هامش
( 20 ) سوره منافقون ( 63 ) آية ( 7 ) يعنى : هر گاه به مدينه برگرديم بايد آن كه عزيزتر است ، ذليلتر را از شهر بيرون كند وحال آن كه عزت ويژهء خدا وپيامبر أو ومؤمنان مىباشد اما منافقان آگاه نيستند . ( 21 ) سوره منافقون ( 63 ) قسمتى از آية ( 7 ) ، يعنى : عزت از آن خدا وپيامبر ومؤمنان مىباشد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 391 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم