تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
مىافتادند ، رسول خدا كه چنين ديد ، فورى از منبر پايين آمد وآن دو را بلند كرد وجلو روى خود نشاند وسپس فرمود : خداى بزرگ درست فرموده است كه انما أموالكم وأولادكم فتنه ، من همين كه ديدم اين دو كودك راه مىروند وزمين مىخورند ، نتوانستم تحمل كنم تا اين كه فرود آمدم وآنها را بلند كردم . پس از بيان دستورهاى متعدد به شرح عيبهاى دنيا پرداخته واز اين طريق علت بىارزشى دنيا را روشن ساخته است : ( 43092 - 43090 )

فانّ برقها خالب ،

صفت خالب كه به معناى ابر بىباران است ، استعاره از آرزوهاى دنيا مىباشد كه معمولا برآورده نمىشود واگر مقدار اندكى از آن برآورده شود آن هم چنان در معرض زوال است كه گويا حاصل نشده واز اين رو به برقى شباهت دارد كه يا به كلى خالى از آب است ويا اگر مقدار كمي هم داشته باشد ارزش واعتباري ندارد وبدين سبب سزاوار نيست كه آدمي چشم به آن بدوزد . ( 43095 - 43093 )

ونطقها كاذب ،

به سخنهايى كه در ستايش دنيا اظهار مىشود گوش فرا ندهيد كه جز ، وهم وخيال ودروغ چيزى نيست ، زرق وبرق دنيا با زبان حال خود را مىستايد ، دنيا طلبان آدمي را به اندوختن مال دنيا تشويق مىكنند ولذتهاى آن را به رخ مىكشند تا انسان گول خورده وبه سويش بشتابد ، به هيچ كدام از اين نويدها گوش ندهيد زيرا تمام اينها خالى از واقعيت مىباشد . ( 43098 - 43096 )

وأموالها مخروبه ،

سزاوار نيست كه آدمي براي به دست آوردن مال وثروت دنيا فكر وانديشهء خود را به زحمت اندازد ويا از داشتن آن خوشحال وشادمان باشد زيرا سرانجام بايد تمامى آن را از دست بدهد . ( 43101 - 43099 )

واعلاقها مسلوبه ،

تعلّقات دنيا وآنچه مايهء دلبستگى به آن است عاقبت از آدمي گرفته مىشود ، بنا بر اين نبايد فريفتهء دنيا ومحو تعلقات آن بشويد . پس از بيان ادلهء عدم دلبستگى به دنيا در جمله‌هاى بعد به شرح أوصاف